پنج اشتباه ویرانگر هنگام سرمایهگذاری در بورس
پیشتر شمارا با برخی اشتباهات بورسی رایج و 7 باور مخرب در بازار بورس آشنا نمودیم. آنچه عنوان شد باورهای کشندهای بودند که بیقیدوشرط سرمایهی ما را به آسمانها خواهند فرستاد؛ اما مطالب گفتهشده، ریشه در ذهن و باورهای سرمایهگذار داشت. آنچه در ادامه بَنا داریم بدان بپردازیم نه بهعنوان باور، بلکه بهعنوان اشتباهات بورسیِ مهلک، از آن یاد میشود.
هرچند که تغییر باورها در کنترل خودِ شخص است اما اشتباهات بورسی که در ادامه میخواهم به آن بپردازم کاملاً غیر سیستماتیک و قابلپیشگیری است.
1- تحمیل عقاید به بازار
بازار بورس موجودی زنده و متشکل از تعداد زیادی سرمایهگذار با رویکردهای ذهنی متفاوت است. هیچکس باهدف باخت وارد بازار نمیشود. در پس تصمیمات معامله گرانِ بازار، هزاران هزار فلسفه و تئوری وجود دارد. عدهای بَنا به دلایل منطقی خودشان، تفکر خرید را دنبال میکنند درحالیکه عدهای (بازهم بر اساس تحلیلهای منطقی!) دست به فروش میزنند.
یقیناً نباید انتظار داشته باشیم بازار همزمان به سازِ همهی ما برقصد! این بازار یا میتواند در حکم یک گاو بی شاخ و دم ظاهر شود و باعث رشد قیمتها شود، یا به شکل خرس با پنجههای خود، قلههای قیمتی را به درهها، تنزل دهد. نمیتواند همزمان هم خریداران و هم فروشندگان را راضی نگه دارد.
سرمایهگذاران دوست ندارند از اشتباهات بورسی خود، درس بگیرند. آنها نمیتوانند چیزی را خلاف عقایدشان بپذیرند. بر همین اساس با جهتگیری تأییدی صرفاً اطلاعاتی را میپذیرند که تحلیلهایشان را تأیید کند! اگر هنوز از اشتباهات بورسی خود درس نگرفتهاید باید خدمتتان عرض کنم این بازار بیرحمتر از چیزی است که در تصور ما بگنجد. تاکنون عدهی زیادی به دلیل تحمیل عقیدهی خود به بازار، پولهای بیزبان خود را دودستی تقدیم بازار نمودهاند.
توصیه:
نباید و اساساً شدنی نیست که بخواهیم خلاف رودخانه شنا کنیم! جایی که استراتژی معاملاتی شما نقطهی خروج میدهد بدون شک خارج شوید (حتی اگر از همان نقطه قرار است بازار بازگردد!) ریالهای بیجان ما قدرت رویارویی با پولهای کلان بازار را ندارد.
تعصب نسبت به یک سهم، نسبت به نقطه ورود و حد ضرر را کنار بگذارید. جَک شواگر نویسندهی کتابِ جادوگران بازار نوین در کتاب خود چنین نقل میکند:
جک د. شواگر: وفاداری در میان خانواده، دوستان و یا نسبت به حیوان خانگیتان یک ویژگی مثبت محسوب میشود اما برای معاملهگرها، خطایی مرگبار است. وفاداری، از ویژگیِ معامله گران تازهکار است!
شاید نقلقول از یک نویسندهای که بر روی واژهی “وفاداری “تأکید میکند، درخور این جستار نباشد. چراکه سخنِ ما دربارهی تحمیل عقایدمان به بازار است؛ اما باکمی ذکاوت متوجه خواهید شد ریشهی بسیاری از اشتباهات بورسی (ازجمله وفاداری به معاملات) از تحمیل عقایدمان به بازار، نشئت میگیرد.
2- تک سهم شدن یا متنوع سازی زیاد
این مورد را هم به اشتباهات بورسی رایج در این بازار، اضافه کنید. منظورم سرمایهگذارانی هستند که شورش را درمیآورند و تقریباً همهی سهامها را از همهی صنایع بازار، درون پرتفوی خود موجود دارند. یا بالعکس بهقدری نمکش را کم میکنند که بهتر است نگوییم پرتفوی بلکه واژهی “تک سهم ” بیشتر درخور توجه است!
تفاوتی نمیکند، تک سهم بودن در این بازار به همان میزان احمقانه به نظر میرسد که بخواهیم بیشازاندازه، متنوع سازی کنیم. اینکه چقدر متنوع سازی کنیم یا از تنوع یک پرتفوی کم کنیم کاملاً تابع روحیهی خطرپذیری و اهداف مالی در سرمایهگذاراست؛ اما بیبروبرگرد بدون تشکیل سبد، راه بهجایی نخواهیم برد.
توصیه:
ازجمله اشتباهات بورسی رایج، تک سهم شدن یا متنوع سازی بیشازحد است. تنوع سازی، آستانهی سودآوری را بهشدت کاهش میدهد. تک سهم شدن نیز هرچند ممکن است پتانسیل کسب سود را بالا ببرد اما بهشدت، ریسک را افزایش میدهد.
همانطور که میدانید یکی از جذابیتهای بازار بورس، نقد شوندگی بالای آن است. درعینحال ازجمله ریسکهای سرمایهگذاری در بازار بورس، ریسک توقف نماد معاملاتی است. مطمئنم دوست ندارید داروندار خود را بر روی یک سهم گذاشته و ناگهان برای چند سال حتی نتوانید آن را نقد کنید! چراکه معاملات یک سهم به دلیل توقف نماد معاملاتی آن، متوقف خواهد شد.
یک توصیه کلیدی اینکه حتی بهتر است کل سرمایهی بورسی شما بخشی از یک پرتفوی سرمایهگذاری بزرگتر باشد. مثلاً اگر قرار است با 100 میلیون تومان در بورس سرمایهگذاری کنید، نیمی از آن را وارد بورس کنید و نیم دیگر را در صندوقهای سرمایهگذاری درآمد ثابت، بگذارید.
3- جارو کردن موقعیتهای خرید!
بازار بورس، بازاری وسوسهبرانگیز است. قیمت یک سهم طی یک روز، مجاز به نوسان 5 درصدی است. این میزان نوسان بهراحتی میتواند سرمایهی ما را فقط در 14 روز کاری دو برابر کند!
متأسفانه این وسوسهی خطرناک عدهی زیادی را در خود بلعیده است. استفاده از همهی موقعیتهای بازار، یکی از مهمترین اشتباهات بورسی است. بالا و پایین شدن قیمتها، دائماً در حال چشمک زدن به من و شما هستند. وقتیکه هنوز فریب نوسان قیمت را نخوردهایم، سطح هورمون آدرنالین در خون ما افزایش مییابد. پس از ورود به سهم، قیمت بهیکباره افت پیدا میکند. اینجاست که هیجان ما تبدیل به نور آدرنالین و ترس میشود!
بیایید فرض کنیم قرار است با انجام یکصد معامله در سال، به سود 50 درصدی برسیم(خواهش میکنم فعلاً در مورد کموزیادش بحث نکنید!) آیا لازم است یکصد مرتبه دماغ کارگزار را چاقتر کنیم!؟ از طرفی، هر معامله همیشه سطحی از فشار روانی را به همراه دارد. چه لزومیدارد خود را بیخود و بیجهت در معرض چالشهای روانشناختی بازار قرار دهیم؟ شاید مدیریت صحیح انجام معاملات و توزیع مناسب وزنِ سرمایه، درون یک پرتفوی بتواند همان میزان سود را در معاملات کمتری، برایمان به ارمغان بیاورد.
توصیه:
بهجای جارو کردن موقعیتهای بازار و در گیرکردن بیخود و بیجهت خودمان در بازار، بهتر است به یک استراتژی معاملاتی مناسب فکر کنیم. یقیناً تدوین چهارچوبهای روشن، ما را از رویارویی لحظهبهلحظه با این بازار پرخطر، در امان نگه میدارد. لزومی ندارد خودمان را بیخود و بیجهت درگیر بازار کنیم و برای ورود به سهمی پافشاری کنیم!
4- زندگی بالاتر از سطح درآمد
پیشتر در وبینار ستارگان سرمایهگذاری در بورس از رابطهی معکوس زمان و نتایج با شما سخن گفتیم. گفتیم که ازجمله اشتباهات بورسی قیاس این بازار با حقوق کارمندی است. همان جوری که اشاره شد، میزان انرژی که در بازار میگذاریم با میزان درآمد ما رابطهی خطی ندارد!
یکی از دیگر جستارهای رها سرمایه را نیز به اهمیت تشکیل منبع مالی احتیاطی اختصاص دادیم. گفتیم که اساساً نمیشود هزینههای بچههایمان را بهپای سود سهاممان بگذاریم!
پرواضح است سرمایهگذاری در بازار بورس یک فرایند بلندمدت است. نباید و از اساس شدنی نیست که بخواهیم روی درآمد ماهیانهی این کار حساب بازکنیم. یکی از اشتباهات بورسی رایج، زندگی تجملاتی با رؤیای کسب سودهای شیرین در آینده است. درواقع روی سودهایی نقشه میکشیم که هنوز آنها را به دست نیاوردهایم! به نظرم نگاهی به زندگی وارن بافت، رموزی را برایمان آشکار میکند. منظور، روش ساده زیستی وزندگی غیر تجملی ایشان است.
وارن بافت یکی از بزرگترین سرمایهگذاران بورس با ثروت افسانهای 52 میلیارد دلاری، هنوز در خانهای زندگی میکند که 40 سال پیش آن را خریده و رانندهی شخصی هم ندارد! ارزش خانه او تنها 0.001 (یکهزارم درصد) دارایی او است!
هزینه صبحانهای که او بهطور روزانه از رستورانهای زنجیرهای مکدونالد سفارش میدهد هیچگاه از 3.17 دلار در روز تجاوز نمیکند!
5- نداشتن اهداف مشخص
ممنونم که تا اینجای این نوشتار را پیشآمدهاید. نشان میدهد حرفهایم برایتان خستهکننده نبوده است. آخر هرازگاهی از اِفاضات برخی از دوستان بینصیب نیستم. منظورم افرادی هستند که بنده را به پرحرفی متهم میکنند و میگویند متکلم وحده هستم!
پنجمین مورد از اشتباهات بورسی، نداشتن اهداف مالی مشخص است. این مطلب بهقدری مهم است که حیفم آمد بخواهم آن را در این جستار کوچک، خلاصه کنم! بنابراین اینجا اهمیت ترسیم اهداف مالیِ در سرمایهگذاری را بخوانید.
به این مطلب چه امتیازی میدهید؟
امتیاز را مشخص کنید
میانگین امتیاز / 5. تعداد امتیاز
امتیازی ثبت نشده است. اولین نفر باشید که امتیاز میدهید!
3 دیدگاه
به گفتگوی ما بپیوندید و دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید.
دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ
برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.
با سلام و تشکر از استاد محترم
جناب آقای شمس
بنده در ابتدای کارم هستم
امیددارم که فرموده های شما ریشه های اساسی کارم باشند و در این مرحله از زندگیم موفق باشم
ازدیدگاه خوب وصادقانه جناب استاد ابراهیم شمسی سپاسگزارم بنده ازسال1374تاکنون دربورس فعالیت داشته ام وسود هم داشته ام ولی اگر فرمایشات استاد رابه کاربسته بودیم قطعا بیشتر مفید بود ارادتمند بزرگمهر
سلام متشکرم جنابعالی صادقانه وبدون چشم داشت مطالب رابیان کردید واین تقدیروتشکر خاص دارد آرزوی توفیق ازخداوند خواستارم