چرا استراتژی های سرمایهگذاری قدیمی دیگر جواب نمی دهند؟

استراتژی های سرمایهگذاری قدیمی و سنتی دیگر جواب نمی دهند و هیچ فاکتوری نمی تواند علت شکست تاکتیک های سرمایهگذاری با این قدمت را توضیح دهد. نوسانات بازار، همبستگی و ارتباط متقابل میان اقتصاد های دنیا، سرمایهگذاری متکی بر احساسات، تورم و نرخ بهره ی پایین، همه و همه در مرگ استراتژی سرمایهگذاری سنتی سهیم هستند.
بیایید نگاه دقیق تری به تک تک این فاکتور ها بیندازیم تا دلیل اینکه چرا استراتژی های سرمایهگذاری قدیمی در بازار امروز شکست می خورند را بهتر دریابیم.
نوسانات بازار
نخیر… هیچ جور نمی شود این مورد را لاپوشانی کرد؛ باید بپذیریم که نوسان، دیگر جز لاینفک محیط های سرمایهگذاری امروزی شده است. میلیون ها نفر از سرمایه گذاران امریکایی، دهه هاست که استراتژی رشد تهاجمی را در پیش گرفته اندکه خوب هم جواب داده است.
روش تعداد زیادی از آنها بدین شرح بود: در سال هایی که بازار رو به رشد بود، سرمایهگذاری های سنگینی در سهام، مانند سهام شرکت های برتر بازار انجام می دادند و این روند را مرتبا تکرار می کردند. این فرمول برای دهه ها، مادامی که سرمایه گذاران افق بلند مدتی را برای خود در نظر می گرفتند، جواب می داد.
البته قطعا بازارهای خرسی ای هم وجود داشتند که خلاف این اصل را به ما ثابت کنند (مثلا سال 1966- 1978)؛ اما خوشبختانه سرعت رشد و گسترش آنها بسیار پایین بود.
در آن دوران، بازارها با سرعتی بسیار قابل پیش بینی تر، رو به بالا یا پایین حرکت می کردند، واقعیتی که دیگر در نوسانات شدید (چرخش های ناگهانی) بازارهای امروزی دیده نمی شود. آن استراتژی های تهاجمی رشد به این دلیل دیگر جواب نمی دهند که نمی توانند نوسانات شدید و تناوب (تکرر) فزاینده ی وقوع بازارهای خرسی که سرمایه گذاران -خصوصا آنهایی که نزدیک به سن بازنشستگی قرار دارند – را در معرض ریسک قرار می دهند، در نظر بگیرند.
یک سرمایه گذار معمول امریکایی ۶۰ ساله را در نظر بگیرید؛ اسمش را دیو می گذاریم. دیو در طی دوران کاری اش، کار کرد و پس انداز کرد؛ اما اکنون دیگر به بازنشستگی می اندیشد؛ خصوصا اینکه وی اکنون پس انداز اندکی بیش از 470000 دلار دارد و به هدفش که اندوختن 500000 دلار در زمان بازنشستگی اش است، نزدیک شده است.
با این که دیو تا به اینجا توانسته است اصل تنوع را در دارایی هایش برقرار کند. با اینکه دیو توانسته است تخم مرغ هایش را در سبد های مختلفی قرار دهد و آنها را در ترکیبی محتاطانه از سهام و اوراق بچیند، وی باز هم می توانست با کسب رشد ۸ درصدی پیش بینی شده اش، ظرف یک سال به هدف 500000 دلاری اش برسد.
اما درست مثل میلیون ها سرمایه گذار امریکایی دیگر، موفقیت دیو هم ارتباط نزدیکی با زمانبندی بازار داشت. اگر آخرین سال کاری دیو، همان سالی که وی به دنبال رویکردی نسبتا تهاجمی بود، با سال 2000 یا 2008 مصادف می شد، چه؟
در این صورت، قسمت عمده ای از پس انداز وی توسط بازارهای خرسی بلعیده می شد! در حالی که آن دو سال بزرگ ترین بازارهای خرسی این قرن را به خود دیدند، همان نوسانات شدید، امروزه با روند رو به رشدی در حال وقوع هستند که این امر، سرمایه گذارانی که استراتژی سرمایهگذاری قدیمی و سنتی در پیش می گیرند را در برابر نوسانات بازار آسیب پذیر می سازد.
همبستگی اقتصادی جهانی
در روش استراتژی سرمایهگذاری سنتی، سرمایهگذاری مانند دیو می توانست دارایی هایش را در ترکیبی از سهام، اوراق، صندوق های سرمایهگذاری مشترک ، املاک یا کالاها سرمایهگذاری کند.
در چنین شرایطی، در مقایسه با بازار امروزی، نوسان محدود و رشد مداوم، وی را با ریسک کمتری مواجه می ساخت؛ اما نوسانات، یک منشا دیگر هم داشت که ممکن بود دیو از وجود آن بی اطلاع باشد و آن، بازارهای جهانی به هم وابسته بود؛ بازارهایی که در آنها مرز میان هلدینگ های داخلی و بین المللی مشخص نیست.
در چنین بازارهایی، آنچه قبلا به عنوان شرکت های مجزا و مشخص شناخته میشد، اکنون به شدت به هم مرتبط گشته اند. در واقع، همبستگی (وابستگی) جهانی با سرعتی رو به رشد تقریبا در تمامی ابعاد عملیات یک شرکت، من جمله فروش بین المللی، منابع بین المللی خدمات یا مواد خام و برون یابی خارجی آن، رخنه کرده است.
با توجه به اطلاعات به دست آمده از شاخص های داو جونز اس اند پی، در بازارهای امروزی، تقریبا 50٪ فروش شرکت های S&P500 در کشورهایی که بیرون از امریکا قرار دارند حاصل می شود. با این که این رقم، فرصتهای رشد بیشتری را فراهم می سازد، سرمایه گذاران را در معرض نوسان بیشتری هم قرار می دهد.
نرخ های تورم و بهره
بنابر اطلاعات اداره ی آمار اشتغال آمریکا، نرخ تورم سالانه آمریکا در جون 2017، 1.6٪ بود که به طور تاریخی، با در نظر گرفتن متوسط نرخ تورم 3.28% در طی سال های 1914 تا 2017، کاهشی را در میان مصرف کنندگان آمریکایی نشان می دهد.
طی این بازه زمانی نرخ تورم روندی نزولی داشته است، اما همین کاهش، علی الخصوص به دلیل محیط های به شدت کم بازده که سرمایه گذاران امروزی با آن ها مواجه هستند، کماکان یکی از دلایل نگرانی سرمایه گذارانی چون دیو است.
اگر دیو می خواست در شرایطی بازنشسته شود که پس اندازش دست نخورده باقی بماند، دنیای سرمایهگذاری سنتی بهترین امکان را برایش مهیا می ساخت؛ وی می توانست بخش اعظمی از سرمایهگذاری در سهام خود را به گواهی سپرده و اسناد خزانه مبدل سازد و با این کار، در حالی که ریسک سرمایهگذاری خود در مقابل بازار را پایین نگاه می داشت، سود دورقمی قابل توجهی را نیز از آن خود کند.
اما دیگر چنین فرصتی وجود ندارد. در محیط های کسب و کار امروزی که نرخ بهره بسیار پایینی دارند، همین که دیو بتواند پا به پای نرخ تورم سود کند، اوج خوش شانسی است. البته در چنین شرایطی، وی ممکن است وسوسه شود تا با هدف دستیابی به سود های چشمگیر، ریسک خود در بازار را افزایش دهد.
سرمایهگذاری احساسی
سرمایهگذاری احساسی در دی ان ای ما انسان ها نهادینه شده است. دیو هم در برابر وسوسه ی رفتارهای هیجانی (غیرمنطقی، غیرعقلانی) که به همراه سرمایهگذاری احساسی بروز می کنند، مصون نیست؛ اما اشتباه نکنید؛ مطمین باشید که احساسات انسانی منجر به اتخاذ تصمیمات سرمایهگذاری بدی می شوند.
موفقیت های شانسی گاه و بیگاه صرفا مجوز تصمیمات سرمایهگذاری را بر اساس احساسات صادر می کنند که سرمایه گذاران را به سوی پایانی بد (تلخ) و البته اجتناب ناپذیر سوق می دهند.
می پرسید چقدر بد؟ من در قسمت قبلی به تورم اشاره کردم؛ اما تورم، در صورتی که با سرمایهگذاری احساسی ترکیب شود، نتیجه ای بدتر از آنچه بتوانید تصورش را بکنید خواهد داشت!
گزارشی از شرکت دالبار نشان داد که بازده متوسط پورتفو ها که طی سال های 1992 تا 2012 فقط 3.83٪ بود، به ندرت توانسته است همپای تورم باشد در حالی که با استفاده از یک مدل ماشینی (بدون دخالت احساسات انسانی)، همانطور که در مورد اس اند پی 500 دیدیم، سودی معادل 9.14 درصد در همان بازه زمانی به دست آمده است.
مدل های جدید
استراتژی سرمایهگذاری سنتی که عموما خرید و نگهداری را توصیه می کردند دیگر برای سرمایه گذارانی همچون دیو کارایی ندارند. آنها دیگر برای افرادی که می خواهند در زمان بازنشستگیشان پس انداز قابلاتکایی داشته باشند، جواب نمی دهند.
در بازار پرتلاطم امروزی، پورتفو های بازنشستگی به استراتژی های سرمایهگذاری که در جستجوی فرصتهای رشد بوده و در عین حال، به روش های مدیریت ریسک دربرابر کاهش قیمت های متناوب (دوره ای) نیز مجهز باشند، نیاز دارند.
امروزه یک استراتژی موفق، استراتژیای است که بر اساس مدلی ماشینی تعریفشده باشد که میل به سرمایهگذاری احساسی را از بین برده، مکانیسم حد ضرر را بهمنظور محدود ساختن ضرر فراهم (فعال) ساخته و به دنبال فرصتهای سرمایهگذاری در دیگر صنایع بورسی است.
درمجموع، استراتژیای مفید خواهد بود که آنچه دیگر کارایی ندارد را کنار گذاشته و بهجای آن، به دنبال سودهایی قابلاتکا حتی در همین بازار وابستهی جهانی و پرتلاطم و پر نوسان امروزی باشد.
به این مطلب چه امتیازی میدهید؟
امتیاز را مشخص کنید
میانگین امتیاز / 5. تعداد امتیاز
امتیازی ثبت نشده است. اولین نفر باشید که امتیاز میدهید!
دیدگاهتان را بنویسید
برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.