آماده شدن برای معاملات موفق

چطور خودمان را برای معاملهگری موفق آماده کنیم؟
فرزانهای میگفت: «شانس به هنگام تلاقی آمادگی با فرصتها پدید میآید«. بااینحال، بسیاری از افراد ناموفق معتقدند که شانس، شانسی در خانه ما را میزند!
در نظر این قبیل افراد که منتظر شانس مینشینند، افراد موفق صرفاً شانس آوردهاند اما دوست ندارند کل ماجرا و نحوه شانس آوردنشان را برای بقیه تعریف کنند!
پشتصحنه زندگی افراد موفق یا ثروتمند، حاکی از هزاران ساعت تلاش زیاد و کوشش است. وقتیکه همان فرد فقیر در حال انجام بازیهای کامپیوتری یا تماشای سریالهای تلویزیونی بود، فرد ثروتمند در حال تلاش بیوقفه و انجام کارهای خستهکنندهای بود که اکثر افراد از انجام آنها فراری هستند و به این منظور متوسل به بهانههای جورواجور هم میشوند.
درس امروز درباره قرار دادن خود در شرایط کسب پول از معاملهگری و دربارهی آماده ساختن خود برای موفقیت در معاملهگری بهجای واگذار کردن نتیجه کار به شانس و اقبال است.
صرف اینکه شما میخواهید در بازار بورس سود کنید، موفق نخواهید شد؛ بلکه شما باید با آمادگی وانجام اقدامات مثبت تأثیرگذار، آن را محقق سازید. شما باید فرایند انجام معاملهگری در بازار بورس را دوست داشته باشید؛ شما باید به تحلیل بازار عشق بورزید؛ بهمحض اینکه این قدم را برداشتید، در مسیر صحیح بهسوی موفقیت در معاملهگری قرار خواهید گرفت.
وقتیکه بهاندازه کافی تمرین کردید و ذهنتان هم با موفقیت در معاملهگری همآوا و هماهنگ شد، وقتیکه موقعیت خرید خوبی به پستتان بخورد، تنها کاری که باید انجام دهید، قرار دادن فشنگ و شلیک آن خواهد بود.
هدف شما در مقام یک معاملهگر باید تلاش بیوقفه و وقف خودتان به تسلط یافتن بر حرفهتان باشد تا بهمحض بروز فرصت مناسب، بتوانید بدون لحظهای درنگ، برنامه را اجرا کنید. درواقع، در چنین شرایطی، قبل از کشیدن ماشه، شما میدانید که چه چیزی در انتظارتان است. این کار شمارا قادر میسازد تا ترس و سایر احساسات منفیتان را که بر رفتار شما در بازار تأثیر میگذارند، از میان بردارید.
تعریف لبه معاملاتی
لبه معاملاتیتان را بهوضوح تعریف کنید؛ حتماً شنیدهاید که میگویند اگر ندانی دنبال چه چیزی میگردی، هیچوقت هم دررسیدن به آن موفق نخواهی شد؛ متأسفانه معاملهگران زیادی بدون داشتن یک لبه یا استراتژی معاملاتی قابلاتکا وارد دنیای معاملات میشوند؛ آنها اصلاً نمیدانند لبه معاملاتی چی چیست!
واضح است که شما باید یک استراتژی، یک لبه معاملاتی انتخاب کنید؛ چیزی که ورود با احتمال موفقیت بالا را نصیبتان کند و قبل از اینکه هر کار دیگری بکنید، معامله زدن بر اساس آن را بیاموزید.
بسیاری افراد اصلاً این قدم اولیه را برنمیدارند. آنها از یک متد به متدی دیگر میپرند و هیچگاه، بر هیچکدام مسلط نمیشوند و بهاشتباه، برداشتهای جستهگریختهای که در این حین به دست آوردهاند را متد معاملاتیشان میخوانند.
در چنین مواردی، نمودارهایشان مملو از اندیکاتورهای رنگی است که در عمل، بدین معناست که خودشان را گیج و گیجتر از قبل میسازند!
مرحله ورود، ساده است، شاید هم سادهترین بخش از معاملهگری؛ درنتیجه، فرایند معاملهگری را بیشازحد پیچیده نکنید.
من بهشخصه از پایلوت سپیدار برای انجام ورود و معاملات در بازار بورس و بازار آتی استفاده میکنم. البته باید بدانید که ورود در نقطهای با احتمال برد بالا الزاماً سود شما در هر بار ورود را تضمین نخواهد کرد. بلکه، این بدان معناست که در یک سری معاملات (تعداد کافی و وافی)، لبه شما، نرخ موفقیت بیش از 50٪ برد را نصیبتان خواهد ساخت؛ و این، تمام چیزی است که اگر پولتان را مدیریت میکنید و بیشازحد معامله نمیزنید، بدان نیاز دارید.
در همین سایت رها سرمایه مقالات متعددی را درباره نحوه تسلط بر استراتژی معاملاتیتان نوشتهام؛ به خاطر داشته باشید که باید روشی ساده را در پیش بگیرید و بیشازحد درباره بخش مقدماتی معاملهگری فکر نکنید.
تنها کاری که انجام میدهید، یافتن یک الگوی تکرارشونده در بازار و استفاده ازآنجهت ورود است؛ درست است که این کار، فرایند کشف علمی نیست اما به نظم و انضباط نیاز دارد. مهمترین کار، یافتن الگوهای تحلیل تکنیکال محبوبتان و متعهد ساختن خود به تسلط بر آن و عدم انجام معامله در صورت نبود آن الگو است. این اولین قدمی است که باید برای ورود به بازار و کسب سود بیاموزید.
یک نقشه معاملاتی بنویسید
خستهکننده است؟ میدانم که احتمالاً با خواندن عبارت نقشه و برنامه معاملاتی چنین حسی به شما دست داده است. اما اگر به خواندن این بخش ادامه دهید، چندین سال نوری از اغلب معاملهگران بورس جلو خواهید افتاد!
اجازه بدهید همینجا نکتهای خدمتتان عرض کنم؛ کارهای خستهکننده همان چیزی است که شمارا به پول میرسانند؛ با انجام کارهای خستهکننده و تکراری به پول میرسید!
یکی از مشکلات بزرگ در رابطه با جامعه فعلی ما، این است که هیچکس حاضر نیست زحمت انجام چنین کارهایی را به خود بدهد. فکر میکنید افراد موفقی همچون برایان تریسی، وارن بافت یا بیل گیتس هم اگر تماموقتشان را صرف انجام بازیهای کامپیوتری یا تماشای تلویزیون میکردند، امروز در همین جایگاه فعلی قرار میگرفتند؟معلوم است که نه!
آنها یاد گرفتند که چطور باید فرایند انجام کار را دوست داشته باشند. آنها کاری که دوست داشتند را شناسایی کردند و تمام تلاش و هموغمشان را صرف انجام آنها کردند. آنها درباره خستهکننده بودن کارها و فرایندها غرغر نکردند، بلکه خودشان را به آنها علاقهمند! ساختند زیرا میدانستند که با انجام این کار و گذر از این مرحله سخت، پول به سویشان سرازیر میشد.
نکته جالب ماجرا اینجاست که وقتیکه خودتان را به این کار متقاعد سازید، رفتهرفته، از فرایند خوشتان میآید و کمکم از کاری خستهکننده و اجباری، به کاری که واقعاً علاقهمند به انجامشان هستید،تغییر ماهیت میدهند.
هدف شما باید دنبال کردن برنامه تعریفشدهای باشد که شمارا قادر میسازد تا به معاملهگری، ازنقطهنظری حسابشده و برنامهریزیشده، و نه همچون ذهن یک قمارباز که بدون هدف و بیمحابا تصمیمگیری میکند، که متأسفانه میان اغلب معاملهگران هم رواج دارد، نزدیک شوید.
وقتیکه نقشه و طرح و برنامه معاملاتیتان را آماده کردید، هرروز آن را در حساب معاملاتی خودتان با مقادیر بسیار اندک تمرین کنید. حالت ایده آلش این است که چند روز را در محیط دمو (مثل حساب آزمایشی مفیدتریدر) معامله کنید و سپس، مبلغ کمی را بهحساب واقعیتان وارد کرده و به معاملهگری ادامه دهید تا زمانی که شاهد نتایج و موفقیتهای مستمر از عملکردتان باشید. البته یادمان باشد که مدت کار با حساب آزمایشی هرگز نباید طولانی باشد! دلیل آن را نیز پیشتر عنوان کردیم..
هدف، یادگیری معامله بر اساس روش منتخب معاملاتی شماست؛ شما مدام عملکردتان را با برنامهتان میسنجید و نمودارها را چک میکنید تا ببینید که آیا شرایط برای ورود به یک معامله فراهم است یا نه.این شرایط از قبل در برنامه معاملاتی شما تعریفشدهاند. اگر شرایط مهیا نیستند، سریعاً از نمودار فاصله بگیرید! آنها را ببندید و در زمان از پیش برنامهریزیشده بعدی، آنها را بررسی کنید.
اگر واقعاً معاملهای را یافتید که با شروط از پیش تعریفشده برنامهتان مطابقت داشت، شروع به اجرا و پیادهسازی شرایط میکنید؛ یعنی:
- بهترین حد ضرر را تعیین کنید
- برنامه جامع حفاظت از سود تعریف کنید
- معامله را انجام دهید و از پشت سیستم بلند شوید (سبک گذاشتن و رها کردن)
این دومین مرحله از آمادهسازی خود برای کسب موفقیت در بازار بورس است.
نقش روانشناسی را جدی بگیرید!
بر خودتان مسلط شوید تا بر بازار تسلط یابید.چسبی که به شما اجازه میدهد قدم دوم را بردارید، تسلط یافتن بر خودتان، بر ذهنتان و درنتیجه، بر رفتارهایتان در بازار است.
آماده ساختن خود برای موفقیت در معاملهگری به معنای کسب ذهنیت صحیح معاملهگری و شاید از آن سختتر هم، حفظ چنین ذهنیت و طرز فکری باشد.
اکثر افراد میتوانند چنین ذهنیتی را برای خود ایجاد کرده و در چند معامله، منظم و متمرکز عمل کنند اما نتیجه آن معاملات، اغلب باعث میشود آنها بیخیال حفظ چنین طرز فکری شوند. آنها احساساتی میشوند؛ بسته به نتایجی که به دست میآورند، ممکن است اعتمادبهنفس بیشازحد پیدا کنند یا اینکه بهشدت بترسند.
اگر احساس کردید که گیج شدهاید و نمیدانید چه باید بکنید، برنامه معاملاتیتان را مجدداً بخوانید و زمانی را بهدوراز بازار سپری کنید تا بتوانید متمرکز و سرحال برگردید.
نظم، صبر، غلبه بر موانع ذهنی، چسبیدن به برنامه معاملاتی، و درک اینکه ذهنتان نقش کلیدی در موفقیتتان بازی میکند، حیاتی است. تسلط یافتن بر ذهنتان به معنای تسلط یافتنتان بر بازار است و این همان چسبی است که تمامی اینها را در کنار هم نگه میدارد و شمارا قادر میسازد تا همیشه آماده بهره بردن از موقعیتهای خوب در بازار باشید. این، سومین قدم در آمادهسازی جهت موفقیت در معاملهگری است.
پول مهم است!
بخش مهم مدیریت پول، به عدم انجام بیشازحد معاملات برمیگردد. بااینکه شاید این مقوله در نگاه اول به مدیریت پول مربوط نیاید، اما از این نظر به آن نگاه کنید که شما با بیشازحد معامله زدن، روی پول زیادی ریسک میکنید و درنتیجه، خودتان را در موقعیت و شرایطی قرار میدهید که در صورت ضرر، به لحاظ احساسی، درگیر ماجرا خواهید شد.
هدف شما باید تبدیلشدن به معاملهگری با حضور کمتر باشد که تنها در صورت وجود شرایط مناسب و هماهنگ با برنامه معاملاتیاش دست به معامله میزند. شما فقط باید بهاندازه مبلغ یکریالی که با از دست دادنش روی یک معامله مشکلی ندارید، ریسک بپذیرید.اگر این دو کار را انجام دهید، بقیه ماجرا خودبهخود درست میشود.
نتیجهگیری
آمادهسازی شرایط و خود برای موفقیت در معاملهگری در عمل دو مرحله دارد: «کار« یادگیری نحوه انجام معامله در بازار و سپس، اجرا و پیادهسازی برنامه معاملاتیتان. شما میتوانید هر دو بخش را به اجزا و بخشهای کوچکتری تقسیم کنید که درک و هضمشان برایتان سادهتر باشد.
وقتیکه دقیقاً و بهوضوح دریافتید که در بازار دنبال چه چیزی هستید و برنامه معاملاتیتان را هم آماده کردید، همهچیز تبدیل به بازی صبر و انتظار میشود. نشستن و منتظر ماندن بخش مهمی از کارهایی است که معاملهگران موفق انجام میدهند. شما، بیش از اینکه بخواهید در موقعیتی باشید، لازم است خارج از موقعیت باشید؛ تنها در این صورت است که در مسیر درست قرار دارید!
باید بدانید که در هرماه تعداد موقعیتهای تکنیکی با احتمال برد بالا که ارزش ریسک کردن روی پول باارزشتان را داشته باشند، آنقدرها هم زیاد نیست. درنتیجه اگر متوجه شدید که مدام در حال معاملهاید، بدانید که دارید روی سرمایهتان قمار میکنید!
آماده شدن برای کسب موفقیت در بازار بدین معناست که شما تلاشتان را کرده و قدمهای لازم را برداشتهاید و به هنگام بروز فرصتهای مناسب روی نمودارها، آماده اقدام هستید.
به این مطلب چه امتیازی میدهید؟
امتیاز را مشخص کنید
میانگین امتیاز / 5. تعداد امتیاز
امتیازی ثبت نشده است. اولین نفر باشید که امتیاز میدهید!
2 دیدگاه
به گفتگوی ما بپیوندید و دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید.
دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ
برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.
عالی استاد.هر چقد مقالات رو میخونم میام جلو بیشتر طمع میکنم برای خوندن بقیه مطالب نمیتونم دل بکنم از خوندنشون
جناب ابراهیم شمسی ممنون از سایت پرمحتوا و آموزنده ای که دارید . همه مقالات این سایت حکم معدن جواهر و طلاست . سپاس فراوان و خدا قوت