آنچه باید در مورد استراتژی معاملاتی بدانیم

پیشفرض همه ما برای افزایش ضریب موفقیتمان در بازار بورس در این جمله خلاصه میشود ” باید قادر باشیم با تحلیل سهام قیمتهای ارزنده را تشخیص دهیم”
آیا مقاله قبلی با عنوان تحلیل بورس و پدافند جلوگیری از ضرر را مطالعه کردهاید!؟
در مطلب پیشین سناریوی فرضی را باهم بررسی کردیم که متأسفانه برای اکثر ما در بازار بورس اتفاق میافتد. سناریو این بود که باتجربه ضرر در معاملات اشکال را در ناتوانی در تحلیل سهام میابیم. در این صورت سعی میکنیم روزبهروز دانش تحلیل سهام خود را در حوضه تکنیکال و بنیادی افزایش دهیم.
هر این سناریو در نفس خود اشکالی ندارد اما آنچه مهم است دلیل نیاز به این افزایش دانش تحلیل سهام است!
حتی اگر باانگیزه درستی به سمت آموزش تحلیل سهام رفته باشیم باید بدانیم تحلیل سهام بهتنهایی هیچ کمکی به ما نمیکند. آنچه در تحلیل سهام وکلا دانش تکنیکال و بنیادی فرامیگیریم، بدون تبدیلشدن به یک سیستم معاملاتی محکومبه شکست است!
چالش تنها یادگیری تحلیل نیست!
خیلی جالب است که بدانیم هیچ ابزار تحلیلی در بازار نمیتواند با قطعیت مسیر پیش روی قیمت را پیشبینی کند(!) اما مشکل تنها به این مطلب خلاصه نمیشود.
ابزارهای مختلف تکنیکی، گاها خلاف یکدیگر سیگنال صادر میکنند. این نکته زمانی اهمیت دوچندان پیدا میکند که در لحظه انجام معامله، سیگنال متضاد از چند ابزار دریافت میکنیم.
تصور کنید تا زمانی که صرفاً بر اساس سطوح حمایت و مقاومت اقدام به خریدوفروش میکردیم همهچیز نسبتاً خوب بود. اما وقتی تحلیل هارمونیک را هم با ابزار فعلی ترکیب میکنیم داستان شکل دیگری به خود میگیرد!
در آن هنگام احتمالاً خط حمایت سیگنال خرید سهم را صادر میکند درحالیکه یک الگوی ABC هارمونیک خبر از فروش میدهد!
تحلیل سهام و تدوین چهارچوب
بر اساس آنچه عنوان شد حالا دیگر اما میدانید نمیتوانید بهطور همزمان روی سیگنالهای ابزارها حساب کنید. آنچه درک میکنیم محدودسازی و سادهسازی ابزارها و قبول شکست در معاملات است. حالا دیگر تحلیل سهام رنگ بوی دیگری به خود میگرید. از پیشبینی قطعی بازار و کمالگرایی در معاملات پرهیز میکنیم. میدانیم لازم است برخی از معاملات را با ضرر نقد کنیم. سعی نمیکنیم با ترکیب روش معاملاتی خود با ابزارهای دیگر تحلیل سهام بینقص (!) داشته باشیم.
اما در عمل حتی محدودسازی و سادهسازی ابزارها برای تدوین یک استراتژی خوب هم کافی نیست! میپرسید چرا؟ اینجاست که بحثی فراتر از استراتژی مطرح میشود و آن مدیریت سرمایه است!
چهارچوب معاملاتی و بازی احتمالات
چه بخواهیم چه نخواهیم معامله گری بازی احتمالات است و بس! هر تلاشی برای تحلیل سهام باید به یک استراتژی معاملاتی ختم شود. اما یک استراتژی معاملاتی لزوماً تضمینکننده سودآوری نیست. معاملهگری بازی احتمالات است و اینجاست که علمی بنام مدیریت سرمایه با سیستم معاملاتی که برای خود طرحریزی کردهایم گره میخورد!
کجا بخریم، کی بفروشیم و حد ضررم کجا باشد عناوین کلیشهای است که تنها چهارچوب معاملاتی را برایمان میسازد. این مدیریت سرمایه است که مشخص میکند یک استراتژی معاملاتی در درازمدت چقدر دوام میآورد. یکی از پارامترهای مهمی که در مدریت سرمایه برای هر استراتژی معاملاتی باید رعایت شود، نسبت بازگشت مالی (ROI) است.
در کارگاه آموزشی که به همین منظور طراحیشده مرحلهبهمرحله اصول طراحی یک استراتژی معاملاتی را فرا خواهیم گرفت. این کارگاه به توضیح عملی اصول مدیریت سرمایه و طراحی یک استراتژی معاملاتی موفق میپردازد. در این صورت متوجه خواهید شد که تحلیل سهام بهتنهایی حتی با تدوین استراتژی معاملاتی هم نیاز به مدیریت سرمایه دارد.
به این مطلب چه امتیازی میدهید؟
امتیاز را مشخص کنید
میانگین امتیاز / 5. تعداد امتیاز
امتیازی ثبت نشده است. اولین نفر باشید که امتیاز میدهید!
دیدگاهتان را بنویسید
برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.