گام آخر: ترسیم اهداف مالی در سرمایهگذاری

آنچه در حال مطالعهی آن هستید، آخرین گام از اصول چهارگانهی ورود به بورس ايران است. این جستار آخرین مطلب از مقالات سریالی تحت عنوان گامهای هوشمندانهی ورود به بورس ايران است. در سهگام قبلی دربارهی نکتههای مهم قبل از ورود به بازار بورس بحث شد.
گفتیم که چرا و چطور باید قبل از هر چیز ترازنامهی مالی خود را بسازیم. در دومین گام اهمیت تحلیل صورتِ سود و زیان را توضیح دادیم و در گام پیشین از منبع مالی احتیاطی برایتان سخن گفتیم. اگر با مطالب قبل بیگانه هستید توصیه میکنم قبل از هر چیز نیمنگاهی به آنها بیندازید.
این نوشتار شمارا بااهمیت ترسیم اهداف مالیِ در سرمایهگذاری آشنا میسازد. این گام نه بهعنوان تکمیلکننده سهگام قبلی، بلکه بهعنوان مهمترین اصل خدمتتان ارائه میشود.
با خودمان چند چندیم!؟
بالاخره هر سرمایهگذاری باهدف مشخصی وارد بازار بورس میشود. یک تاجر ممکن است بهواسطهی گردش پولی که در تجارتش ایجادشده، تصمیم بگیرد دستِ سرمایه خود را در گوشهای بند کند؛ شخص دیگر اما شاید باهدف کاهش ارزش پساندازهایش ورود به بورس ايران را در دستور کار خود قرار داده است.
مطمئناً روحیات سرمایهگذاری که با چند صد میلیارد تومان وارد بازار میشود، با شخصی که کل سرمایهی وی به سه میلیون تومان نمیرسد تفاوت میکند! بر همین اساس و بسته به اینکه رویکردهایمان برای شروع چه بوده است، تفاوتهای بنیادین در اهدافمان ظاهر میشود.
سبدهای تهاجمی
ورود به بورس ايران برای اغلب افرادی که سرمایهگذاری شغل دوم آنهاست، معمولاً با سبدهای تهاجمی همراه است. (البته اگر سبد داشته باشند!) این افراد عطای سودهای کم را به لقایش میبخشند و ریسکپذیری را در مقابل ریسک گریزی انتخاب میکنند.
البته همانطور که بارها خدمتتان عرض کردیم در بازار تفکر صفر و یکی (منطق دودویی ارسطویی) جواب نمیدهد؛ چراکه نمیتوان برای همهکس، نسخهای ثابت پیچید! اما بهجرئت میتوان گفت، تنوع پرتفو، تنوع صنایع و حتی استراتژی معاملاتی رابطهی کاملاً مستقیمی با اهداف سرمایهگذاری ما دارد.
همانطور که میدانید صندوقهای سرمایهگذاری متفاوتی در بازار وجود دارد؛ از صندوقهای درآمد ثابت بگیرید تا صندوقهای مختلط و سهام. هر سرمایهگذاری متناسب با اهداف خود از سرمایهگذاری ممکن است تنها یکی از این صندوقها را انتخاب کند. برای اثبات این ادعا کافی است نگاهی به توزیع داراییها در انواع صندوقهای سرمایهگذاری بیندازید.
عدهای سودهای کم را به ریسکهای بزرگ ترجیح میدهند؛ آنها که با تمام قوا به استقبال صندوقهای در سهام میروند، درواقع سودهای بزرگ (البته با ریسک) را به سودهای کم ترجیح میدهند.
هدفمند سرمایهگذاری کنیم!
این ما هستیم که باید قبل از ورود به بورس ايران چهارچوبهای ذهنی خود را مشخص کنیم. بگذارید چند مورد از سؤالهای کلیدی قبل از ورود به بورس ايران را باهم مرور کنیم:
» قرار است با چه هدفی وارد بازار شویم؟
» آیا هدف تنها پوشش اثر تورم بر پساندازهایمان است؟
» آیا بهطور مقطعی وارد بازار شدهایم؟ یا تفکری بلندمدت داریم؟
» آیا قرار است از محل سرمایهگذاری هزینههای خانواده تأمین شود! یا بورس شغل دوم شما خواهد بود؟
» چقدر روی مبلغ سرمایهگذاری خود حساسیت دارید؟
» آیا ورود به بورس ايران خود بخشی از یک سرمایهگذاری بزرگتر است؟
» قرار است خودتان دست به معامله شوید یا مدیریت آن را به سبد گردان بسپارید؟
این سؤالات و دهها سؤال دیگر ازایندست است که تکلیف خیلی از مسائل (ازجمله استراتژی معاملاتی شما) را مشخص میکند؛ مثلاً شخصی که قرار است سرمایه خود را به دست سبد گردان بسپارد را چه نیاز به یادگیری تحلیل تکنیکال است؟
یک فرد مجرد در محدودهی سنی 20 تا 30 ساله قدرت ریسکپذیری بهمراتب بیشتری دارد نسبت به بازنشستهای که قرار است ماحصل دسترنج 30 سالهی خود را وارد بازار کند!
سخن پایانی
متأسفانه این بازار تابهحال عدهی زیادی همانندِ من و شمارا به خاک سیاه نشانده است. اگر طرح و برنامهای(هدف) برای سرمایهگذاری نداشته باشیم درواقع داریم برای شکست برنامهریزی میکنیم!
قبل از ورود به بورس ايران اهداف سرمایهگذاری مشخصی را برای خود ترسیم کنیم. یقیناً تکلیف خیلی از پارامترهای معاملاتی رابطهی کاملاً مستقیمی به اهداف سرمایهگذاری شما دارد.
به این مطلب چه امتیازی میدهید؟
امتیاز را مشخص کنید
میانگین امتیاز / 5. تعداد امتیاز
امتیازی ثبت نشده است. اولین نفر باشید که امتیاز میدهید!
دیدگاهتان را بنویسید
برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.