مدیریت ریسک+اجرای صوتی

اگر بخواهیم یک تعریف ساده از مدیریت ریسک داشته باشیم، میتوانیم بگوییم، مدیریت ریسک یعنی کاهش دامنه ضررها در پُرتفو به کمترین میزانِ ممکن بهطوریکه احتمال ماندگاریمان را در بازار بالا ببرد.
در مقالههای قبلی به توصیف روشهای تحلیل بنیادی و تکنیکال سهام پرداختیم. مطلب بسیار مهمی که وجود دارد این است که بهترین و دقیقترین تحلیلها توسط حرفهایترین افراد بازار در مواقعی کاملاً به شکست میخورد و اتفاقاتی متعجب کننده، خارج از پارامترهای منطقی برای قیمت یک سهم میافتد.
نکته قابلتأمل از این تحلیلهای شکستخورده این است که ما داریم در بازاری فعالیت میکنیم که باوجود آنالیز ریاضی قیمتها، نتایجی که به دست میآوریم بهصورت تصادفی و بر اساس احتمالات است به عبارتی، هرچقدر هم که تحلیل و آنالیز دقیقی راجع بهپیش بینی آینده قیمت یک سهم داشته باشیم باز هم احتمال خطا، کاهش قیمت و ضرر در آن معامله خریدمان وجود دارد. بر همین اساس میتوانید تحلیلهای زیادی را از خِبرگان بازار درگذشته دنبال کنید که کاملاً شکستخورده است…!
در بخش قبلی عرایضم این نکته را یادآور شدیم که مطمئناً زمانهایی پیش میآید که تحلیلها و برداشتهای ما از بازار با شکست مواجه میشود. پس شکست در معاملات و ضرر کردن بخش لاینفک معاملاتِ که هیچ شخصی با هیچ سیستم و روش تریدی نمیتواند آن را انکار کند.
مطلب بعدی که میخواهیم در ادامه به آن بپردازیم کنترل میزان این ضررها است به نحوی که بتوانیم درنهایت پُرتفوی رو به رشدی را در بازار داشته باشیم؛ اما قبل از توصیف موارد مهم در مورد کنترل ضررها لازم است شما را با مفهومی بنام سری رخدادهای تصادفی در بازار آشنا کنیم.
سری رخدادهای تصادفی
اگر جمعِ تعداد معاملاتمان روی یک پُرتفوی سهام طی 1 سال 50 معامله خرید باشد و فرضاً از این میان تعداد 30 معامله را با سود و تعداد 20 معامله را با ضرر نقد کنیم، چه کسی اطلاع دارد که توالی این سودها و ضررها به چه صورت خواهد بود؟ به عبارتی ممکن ما بعد از هر معامله سوددِه یک معامله ضرردِه داشته باشیم یا حتی ممکن است طی هفتهها و ماهها بهصورت متوالی معاملات ضرردِه را تجربه کنیم.
واقعیت مهمی که وجود دارد این است که توالی توزیع سودها و ضررها بهصورت تصادفی است و هیچکس نمیداند که معاملات سوددِه و ضرردِه طی هفتهها و ماههای آینده قرار به چه شکلی توزیع شود..!
بر همین اساس یک معاملهگر بر اساس استراتژی شخصی و پِلان تریدی که برای خودش مینویسد باید بدترین حالت ممکن را در نظر بگیرد و طوری در هر معامله ریسک کند که تجربه ضررهای پی در پی، افت زیادی را برای پُرتفویش به همراه نداشته باشد. بر اساس مواردی که عنوان شد در ادامه میخواهیم به اصل مهمی بنام نسبت ریسک به بازده بپردازیم.
در مقالههای قبلی در ارتباط با مفهوم نسبت ریسک به بازده توضیحاتی را خدمتتان ارائه کردیم اما امروز میخواهیم در مورد ارتباط میزان ریسک به بازده مناسب بر اساس توالی رخدادهای تصادفی با شما صحبت کنیم.
اولین نکته اینکه با هر روشی که اقدام به معامله میکنیم حتماً باید میانگین معاملاتی که با سود نقد میکنیم حداقل 2 برابر میانگین معاملات ضرردِه پُرتفومون باشد در این صورت اگر فقط نیمی از خریدهایمان را هم در سود نقد کنیم باز هم برآیند پُرتفو مثبت و قابلتوجه است.
مطلبِ دیگر در مورد خودِ میزان ریسک در هر معامله است. بعضیها ممکن است معاملاتشان را محدود به حداکثر 5 درصد ضرر کنند. عدهای دیگر از معاملهگران ممکن است اجازه ضرر در هر معامله تا 20 درصد را هم بدهند و بعضیها هم که اصلاً حد ضرری ندارند!
اما میزان ریسکی که در هر معامله برای ضرر میپذیریم، رابطه مستقیمی باتحمل تعداد موقعیتهای ضرردِه متوالی دارد. به عبارتی اگر بپذیریم در هر معامله حداکثر اجازه 5 درصد ضرر را داریم در این صورت باتجربه 10 ضرر متوالی حدود 40 درصد سرمایه روی آن سهم سوخت میشود.
همین تعداد معامله ضرردِه را بر اساس تحمل 10 درصد ضرر در هر معامله ضرردِه در نظر بگیرید. در این صورت باتجربه 10 ضرر متوالی و هر بار فروش سهم با 10 درصد ضرر حدود 65 درصد سرمایه روی آن سهم به خطر میافتد. مطلب بسیار بسیار مهم و شاهکلید طلایی اصول مدیریت ریسک این است که هرچقدر میزان افت دارایی و ضرر روی یک سهم بیشتر شود جبران آن تا رسیدن به اصل مبلغ اولیه بشدت مشکل میشود.
خُب فرض کنید ریسک ما برای هر معامله خرید تحمل حداکثر 5 درصد ضررِ اگر تجربه 7 ضرر متوالی و پشت سر هم را داشته باشیم حدود 30 درصد از دارایی روی آن سهم سوخت میشود و برای جبران این 30 درصد سوختی به کسب سود 45 درصدی روی مبلغ باقیمانده آن سهم نیاز داریم.
بر اساس همین سناریو اگر بجای 5 درصد ضرر در هر معامله 10 درصد ضرر را قبول کنیم، آنوقت باتجربه 7 ضرر پی در پی حدود 50 درصد دارایی روی آن سهم سوخت میشود و نکته مهمش این است که برای جبران این 50 درصد ضرر لازمه حدود 100 درصد روی مبلغ باقیمانده سهم سود کنیم. این به ما مطلب مهمی را نشان میدهد که افت دارایی روی یک سهم هرچقدر بیشتر شود جبران آنهم مشکلتر خواهد شد.
- ضرر 20 درصد روی یک سهم را میتوانیم با 25 درصد سود جبران کنیم.
- ضرر 25 درصد روی یک سهم را باید با 33 درصد سود روی مبلغ باقیمانده جبران کنیم.
- برای ضرر 50 درصدی روی یک سهم نیاز به کسب 100 درصد سود روی مبلغ دارایی باقیمانده است.
و اگر دوسوم دارایی ما روی یک سهم سوخت شود مثلاً سرمایه 300 میلیونی ما روی یک سهم تبدیل به 100 میلیون شود این یعنی دراودان 65 درصدی که برای جبرانش به حدود 300 درصد بازدهی نیاز داریم!
اینجا ما مثال سهم را زدیم، همین سناریوها و احتمالات برای یک پُرتفو هم صادق است.
نتیجهگیری
باوجود اطمینان به رشد قیمت یک سهم، هیچ تضمینی برای رشد وجود ندارد و قطعاً امکان ضرر و اشتباه مطلقاً با هر سبک تریدی وجود خواهد داشت. مورد بعدی این است که میزان تحمل ضرر به نسبت حد سودی که برای رشد سهم متصور هستیم بایستی حداقل 1 به 2 باشد.
مطلب بعدی این است که امکان اینکه تجربه ضررهای متوالی را داشته باشیم وجود دارد لذا باید طوری در هر معامله ریسک کنیم که وقوع فرضاً 10 ضرر متوالی دراودان زیادی را در پُرتفومون ایجاد نکند چرا که هرچقدر افت دارایی روی یک سهم یا پُرتفو بیشتر باشد جبرانش هم مشکلتر خواهد بود.
سیستم معاملاتی که همکاران من استفاده میکنند، یکی از قویترین و پیشرفتهترین استراتژیهای معاملاتی است که برابر گزارشات میانگین نسبت ریسک به بازده حداقل 1 به 5 را برایمان به همراه داشته است و میانگین ضررهایش کمتر از 7 درصد است.
به این مطلب چه امتیازی میدهید؟
امتیاز را مشخص کنید
میانگین امتیاز / 5. تعداد امتیاز
امتیازی ثبت نشده است. اولین نفر باشید که امتیاز میدهید!
دیدگاهتان را بنویسید
برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.