کمالگرایی در معاملهگری

تا کجا میخواهید ادامه بدهید؟ چقدر میخواهید تحقیق کنید، نمودارها را بررسی کنید، به اندیکاتورهای تحلیل تکنیکال وَر بروید! و درباره گزینهها و انتخابهایتان فکر کنید؟ به نظر شما انجام بیشازحد چنین فعالیتهای مرتبط با معاملهگری تا چه حد میتواند به موفقیت واقعی شما در معاملات آسیب برساند؟
در این نوشتار بنا دارم تا با شما درباره این موضوعات صحبت کنم؛ و از شما بخواهم تا با خودتان فکر کنید که تا کی قرار است صرفاً با بیشازحد تحلیل کردن، موفقیت معاملاتی خودتان را محدود کنید!
میتوانید این نوع اقدامات را «مدیریت ذرهبینی» یا «بیشازحد اندیشیدن» یا «تحلیل بیشازحد» بنامید اما اسمش را هرچه بگذارید، اصلاً به موفقیت ما کمکی نمیکند!
شاید بتوان گفت که ریشه این مسئله، از ترس نشات میگیرید. وقتیکه فردی از ضرر کردن هراس دارد، حاضر است هر کاری انجام دهد تا بتواند کنترل اوضاع را در دست داشته باشد. این در حالی است که در بازارهای مالی، تلاش برای کنترل بازار نهتنها فایدهای ندارد، بلکه کاملاً هم غیرممکن است. تنها چیزی که شما بهعنوان معاملهگر بر آن کنترل دارید، خودتان، افکارتان و اقداماتی است که در بازار انجام میدهید.
در ادامه تلاش میکنم تا شمارا با ۵ نوع بینش و دیدگاه آشنا کنم که به شما برای رفع این مشکل کمک میکند.
ساده فکر کنید!
بسیاری از فعالین بازارهای مالی سعی دارند تا همهچیز را کنترل کنند. چنین تفکری باعث میشود نتوانند به لحاظ ذهنی معاملهای را که بهسرعت روند خود را تغییر داده و وارد ضرر میشود را مدیریت کنند. یا بلعکس معاملهای که نهتنها اهداف سودمان را محقق نساخته است، بلکه روند معکوس نیز به خود گرفته است! این موارد تنها دو نمونه از نمونههای بسیاری است که عواقب ترسیدن و درنتیجه، تلاش جهت کنترل تمامی موارد در معاملهگری را به ما نشان میدهند.
اول از هر چیز، تلاش برای سر درآوردن از همه مسائل را متوقف کنید. شما هیچوقت نمیتوانید تکتک آیتمها و دادههای دخیل در بالا و پایین رفتن بازار بورس را بشناسید. بهعبارتدیگر، شما هیچوقت به معنای واقعی کلمه نخواهید فهمید که چرا بازار در جهت خاصی در حال حرکت است؛ تنها چیزی که بهطورقطع میتوانید بفهمید این است که قبلاً چه اتفاقی افتاده است و در حال حاضر چه چیزی در حال اتفاق است و سپس، میتوانید با استفاده استراتژی معاملاتی شخصی خودتان چارچوبی را برای اقدام و عمل در پاسخ به آنچه در آینده ممکن است روی بدهد، برای خود تهیه کنید.
بسیار مهم است که بدانید تحلیل و بررسی بیشازحد اخبار مربوط به معاملات یا حتی ساعتها خیره شدن به چارتهای معاملاتی نمیتوانند به شما در شناسایی دقیق آنچه در آینده رخ خواهد داد،کمک کنند. شما نمیدانید چه چیزی در آینده پیش میآید؛ شما صرفاً میتوانید حدسها و احتمالات را بررسی کنید. به خاطر داشته باشید که معاملات ما بر اساس احتمالات مرتبط با لبه معاملاتی ما و نه «قطعیات» صورت میگیرند.
شما، تا پیش از وقوع رویدادها، هیچوقت نمیتوانید بفهمید که در آینده چه اتفاقی در بازار رخ خواهد داد. درنتیجه، همهی ما در تلاشیم تا در یک بازی با احتمالات متفاوت و غیرقابلپیشبینی بهصورت مستمر در بازار سود کنیم که البته کار بسیار سختی است. در این صورت اگر با حقیقت متغیر بودن نتایج کنار نیایید، کار سختتر هم خواهد شد. بااینحال، این کار شدنی است و شما میتوانید از بازار بورس پول دربیاورید اما باید بدانید که با «مدیریت ذرهبینی» تمامی ابعاد فرایند معاملهگری و تلاش برای کنترل بازار بهجایی نخواهید رسید. این دقیقاً، همان تله ایست که بسیاری از ما در تلاش برای انجام معاملاتمان، راهاندازی شرکتمان یا حتی برقراری ارتباطاتمان، در آن گیر میافتیم.
نیاز به کنترل تمامی مسائل ریز در محیط کاریمان، در معاملات و روابطمان، اغلب درنهایت به ضررمان تمام میشود و ما را با دنیایی از استرس و اضطراب مواجه میکند.
وقتیکه سرانجام این مسئله را درک کردید، آن را پذیرفتید و توانستید نیاز به کنترل بازار و مدیریت ذرهبینی تکتک جزییات را کنار بگذارید و بر این باور که میگوید اطلاعات بیشتر از بازار مترادف با کنترل بیشتر روی نتایج است، غلبه کنید، کمکم وارد فازهای اولیه ذهنیت صحیح معاملهگری خواهید شد.
موفقیت در معاملهگری عموماً نتیجه الگوی های ذهنی صحیح و سپس استفاده از آنها در جهت کنترل رفتار خود در بازار است. وقتیکه بر خودتان تسلط پیدا کردید، کمکم و در طی زمان، شاهد رشد و بهبود عملکرد معاملاتی خود نیز خواهید بود. البته ممکن است این جملات در نگاهتان کلیشهای به نظر برسند اما حقیقت محضاند.
برای معامله برنامهریزی کنید
بله؛ قبول دارم تیتر بالا هم شاید کلیشهای به نظرتان برسد؛ اما اگر شما برنامه معاملاتی سادهای برای خود داشته باشید و آن را بدون هیچ استثنایی پیاده کنید، میتوان گفت که در مسیر خود بهسوی کمال در معاملهگری قرار دارید. شما باید قواعدی را در برنامه معاملاتیتان تعریف کنید که به شما اجازه ندهند بیشازحد فکر کنید! سپس، پیش از شروع کار در بازار، تمامی آن برنامه را یکبار بخوانید. بهعلاوه، زمانی را هم باید بهدوراز بازار برای خود در نظر بگیرید تا بتوانید به مغزتان استراحت بدهید. باید یک برنامه مدون روزانه برای معاملهگری خود تعریف کنید تا مجبور نباشید که در طی روز به تکتک مواردی که میتوانند بر بازار تأثیر بگذارند (منظورم همان مدیریت ذرهبینی است) فکر کنید. هدف شما از نگاه کردن به نمودارها باید صرفاً اندیشیدن درباره معاملاتتان و بازار باشد.
همچنین، اگر بر مدیریت ذرهبینی معاملهتان اصرار میورزید تا جایی که باعث میشود شناسایی بهترین فرصت/ در بازار، دست نگهدارید و معاملهتان را مدام به تعویق میاندازید، مطمئن باشیدکه فرصتهای خوبی را از دست خواهید داد. هیچ فرصت ایده آلی در بازار وجود ندارد! چون هر سیگنال خرید سهم تنها اندکی با مورد قبلی خود تفاوت دارد و درنتیجه، سعی کنید یک گزینه خوب را از این میان انتخاب کنید و آن را بهدرستی مدیریت کنید. اشتباه نکنید و با صبر کردن برای پیدا کردن بهترین فرصت، معاملات خوب را از دست ندهید.
برنامه معاملاتی شما باید شرایط کلی بازار را که شما به دنبال آن هستید و نیز شرایط معاملهگری مدنظر شمارا بهمنظور استفاده بهعنوان معیارهای ورود به شما نشان دهد اما این موارد، صرفاً راهنمای شما خواهند بود و به خاطر داشته باشید که شما هیچوقت نمیتوانید یک معامله کاملاً یکسان و مشابه را برای بار دوم، پیدا کنید؛ در اینجا شما به احتیاط و مهارت نیاز دارید و در طی زمان، آموزش و تمرین به شما مهارت و تسلط بیشتری بر بازار و شناسایی فرصتها و موقعیتها خواهد داد.
احتمال وقوع ضرر را بپذیرید
یکی از دلایل مهمی که معاملهگران با مقوله ضرر کردن کنار نمیآیند، همین مدیریت ذرهبینی است. مدیریت ذرهبینی، یعنی شما سعی دارید تا بر همهچیز، بر تکتک جزییات امر، کنترل و تسلط پیدا کنید. افرادی که در معاملاتشان این تله گیر میکنند، فکر میکنند اگر بتوانند تکتک متغیرها را در مشت خود داشته باشند، میتوانند بهنوعی از ضرر کردن خلاص شوند. یا اینکه فکر میکنند چون زمان زیادی را صرف مطالعه و تحقیق کردهاند، پس دانش و اطلاعات وسیعشان از معاملهگری آنها را قادر میسازد تا از ضرر کردن جلوگیری کنند!
شما نمیتوانید از ضرر کردن فرار کنید؛ ضرر، همچون خون که بخشی از وجود شماست، بخشی از معاملهگریست. درنتیجه، تنها کاری که میتوانید بکنید این است که بفهمید چطور میتوان به بهترین نحو آنها را مدیریت کنید و این نکته را به خاطر بسپارید که هر معاملهای میتواند منجر به ضرر شود. همینجاست که اهمیت مدیریت سرمایه ناشی میشود. چیزی که همواره به آن اشاره نمودهام.
این کار میتواند از میزان استرس در معاملات بکاهد؛ بههرحال، انجام معامله در بازار هزینههایی را هم به همراه خواهد داشت. در مورد معاملهگران، ضرر کردن حکم همان هزینههای جاری را دارد. پس آن را بپذیرید.
مدیریت ذرهبینی
بیشازحد معامله کردن بزرگترین مشکلی است که از مدیریت ذرهبینی معاملات و تلاش برای کنترل بازار ایجاد میشود. وقتیکه توجه، مطالعه و تفکر بیشازاندازه ای را صرف بازار و معاملهگری میکنیم، ناچار با ایدههای بسیار زیادی هم روبرو خواهیم شد که بهاحتمالقوی کمکی به موفقیتتان نمیکند.
وقتیکه بیشازحد به بررسی نمودارها میپردازید، درواقع در حال مدیریت ذرهبینی آنها هستید. اینکه در تمامروز در گوشهای بنشینید و به چارتهای روزانه نگاه کنید تا تکتک حرکات در بازار را شناسایی کنید؛ بله، به این کار مدیریت ذرهبینی بازار میگویند.
این کار درست مانند کار رئیس یک شرکت است که در تمامروز، بهجای اینکه به کار اصلی خودش بپردازد، مشغول تماشا کردن و بررسی کردن تکتک کارمندانش است؛ وی با تماشای تماموقت آنها متوجه برخی موارد و کارهایی هم میشود که بهشخصه از آنها خوشش نمیآید اما آیا این نوع رفتار، میتواند فایدهای هم برای شرکت وی داشته باشد؟ به نظر شما این مدل مدیریت ذرهبینی چه تأثیر بدی میتواند روی کارکنان بگذارد و آنها پس از فهمیدن این امر، چقدر برای حضور و فعالیت در چنین محیط کاری اشتیاق خواهند داشت و اصلاً، میزان کاراییشان در شرکت چه تغییری خواهند کرد؟
راهحل این مسئله، این است که لبه (استراتژی معاملاتی) خود را پیدا کنید؛ این مقاله را بخوانید و به آن لبه بچسبید و آن را رعایت و پیادهسازی کنید؛ در صورت نبود آن، اقدام به انجام معامله نکنید. به همین سادگی. در اینجاست که قواعد معاملاتی شخصی شما پا به عرصه میگذارد – از برنامه روزانه خود در تحلیل بازارها و بررسی شرایطی که با برنامه شما همخوانی دارند پیروی کنید و در فراهم نبودن شرایط، دست از معامله بکشید و منتظر جلسه معاملاتی بعدی باشید؛ و این مورد، مرا به نکتهی بعدیم میرساند…
کلید نهایی
شما میتوانید حجم عظیمی از انرژی ارزشمند ذهنیتان را صرف مشاهده بازار و بالا و پایین رفتنهای روزانه آن بکنید. خاموش کردن مانیتور و بستن چارتهایتان و بلند شدن از پشت سیستم میتواند استراتژی نهایی (و سادهترین استراتژی) برای حذف مدیریت ذرهبینی معاملاتتان باشد.
همانطور که قبلاً هم گفته شد، شما باید در برنامه معاملاتیتان، زمانی را برای دور شدن از بازار، در نظر بگیرید تا بتوانید قدرت تمرکزتان را حفظ کنید. از قبل تعیین و برنامهریزی کنید که چه زمانی به بازار نگاه میاندازید و چه زمانی آگاهانه از این کار صرفنظر خواهید کرد.
بررسیها نشان میدهند که سرمایهگذاران بلندمدت در مقایسه با معاملهگران روزانه یا کوتاهمدت، نتایج بهتری حاصل میکنند؛ پس سعی کنید از همین لحظه، بیشتر شبیه یک سرمایهگذار با افق بلندمدت، و کمتر همچون یک تریدر روزانه فکر کنید. سرمایهگذاران مدام به نمودارها ذل نمیزنند چراکه میدانند این روش، سازنده و کارا نیست؛ در عوض، بدون اینکه مدام آنها را زیر نظر داشته باشند، موقعیتهایشان را باز میگذارند تا مسیر خود را طی کنند و میدانند که توجه بیشازحد به چارتها و بازار، بهجای کمک، به آنها آسیب میرساند.
نتیجهگیری
به نظر من اگر شما فردی هستید که احساس میکنید باید بر همهچیز و همهکس در اطرافتان کنترل داشته باشید و بهصورت ذرهبینی همهچیز را تحت مدیریت داشته باشید، شاید بد نباشد که با خود صادقانه خلوت کنید و ببینید که آیا واقعاً حرفه معاملهگری برای شما مناسب است یا خیر. شاید عقیده من به نظرتان منصفانه نیاید اما یا باید بیخیال معاملهگری شوید و یا اینکه اگر واقعاً میخواهید معاملهگر موفقی شوید، تغییراتی را در رفتار و تفکر خود اعمال کنید!
موفقیت در معاملهگری عمدتاً نتیجه دست برداشتن از کنترل فاکتورهای مختلف است. درواقع، وقتی معاملهای را انجام میدهید، فراموشش کنید؛ بر میلتان به کنترل همهچیز و حتی بازار، غلبه کنید. درگیر کردن خودتان با مسائل مختلف و بیشمار، جه در روابط، کار یا معاملهگری، اصولاً فکر بسیاری بدیست که سر آخر هم نتیجهای خلاف آنچه واقعاً میخواستید را برایتان به ارمغان میآورد.
بازار یک موجودیت کاملاً مجزا از شماست که درواقع، زنده نیست و اصلاً از وجود شما اطلاعی ندارد و هیچ احساسی هم ندارد. بازار انعکاسی از هزاران شرکتکننده است که دست به خریدوفروش میزنند؛ چیزی که شما هیچ کنترلی بر روی آن ندارید.
شما صرفاً میتوانید یک استراتژی معاملاتی برای خود بیابید و از آن، برای جستجوی حرکات قابل پیشبینی که در طی زمان تکرار میشوند، استفاده کنید. انسانها رفتارهایشان را تکرار میکنند و شما میتوانید با استفاده از تحلیل تکنیکال، نشانههای این حرکات را مشاهده کنید.
به این مطلب چه امتیازی میدهید؟
امتیاز را مشخص کنید
میانگین امتیاز / 5. تعداد امتیاز
امتیازی ثبت نشده است. اولین نفر باشید که امتیاز میدهید!
3 دیدگاه
به گفتگوی ما بپیوندید و دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید.
دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ
برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.
بسیار عالی بود این مقاله ♥️? خسته نباشید آقای شمس عزیز
??????
بسیار لذت بردم از این مقاله امیدوارم در عمل هم پیاده کنیم این نکات رو.
ممنون آقای شمسی . موفق باشید