چه موقع معامله نکنیم!

بااینکه تلاش و جستجو برای یافتن سیستم یا روش معاملهگری ایده آل بخش اعظم وقت معاملهگر را به خود اختصاص میدهد، اما باید بدانیم که علیرغم اهمیت این بررسی و جستجو، یک فاکتور دیگر هم در این میان وجود دارد که از آن مهمتر است؛ آنهم این است که بدانیم چه وقت نباید معامله کنیم.
تحت برخی شرایط در بازار، حتی بهترین سیستمها هم نتیجهی مطلوب را حاصل نمیکنند و تعداد استراتژیهایی که در همهی محیطها کار کنند هم بسیار کم است؛ بنابراین، حفظ سرمایه اولیه در بازارهای نزولی بهنوبهی خود دستاورد بسیار مهمی است.
به خاطر داشته باشید که کسب سودهای قابلتوجه در یک یا چند معامله پیاپی درصورتیکه معاملهگر در شرایط نامناسب و غیرقابلکنترل هم اصرار به معامله داشته باشد، اهمیت خود را از دست میدهد و باعث میشود سود بهدستآمده هم از دست برود.
چرا معامله نکردن مهم است
معاملهگران باتجربه میدانند چه وقت باید معامله کنند. آنها میدانند که معامله در شرایطی که با سبک معاملهگریشان جور درنمیآید، میتواند منجر به از دست رفتن سودهایشان شود یا ضرر هنگفتی به بار آورد.
تریدر های تازهکار اغلب تحت هیجان و احساسات، هرچه بیشتر ضرر بدهند، بیشتر معامله میکنند. این معاملهگران بهجای اینکه کنار بکشند، سعی میکنند هر طور شده مقداری از ضررهایشان را جبران کنند.
انجام معامله وقتی شرایط حاکی از کسب موفقیت ما میباشند، کاملاً درست و منطقی است؛ اما وقتیکه معاملهگر سعی میکند تا با افزایش تعداد معاملاتش ضررهایش را جبران کند، به مشکل تبدیل میشود.
این معاملهگران اغلب هیچ برنامهای برای معاملاتشان نچیدهاند و صرفاً بر اساس امید و نه تحلیل، دست به معامله میزنند.
سیستمتان را بشناسید
سیستمهای متفاوتی برای بازارهای مختلف تعریفشدهاند. ممکن است بعضیها در بازارهای متغیر ونوسانی بیشترین سود را نصیب معاملهگرانشان کنند، برخی دیگر در بازارهای روندی نتیجه دهند و برخی دیگر هم مناسب استفاده در بازارهای رنجینگ بلندمدت باشند.
پس یادتان باشد سیستمی که در یک بازار بهترین نتیجه را عایدتان میکند، ممکن است در یک بازار دیگر، نتیجهی ضعیفی را حاصل کند؛ بنابراین، این معاملهگر است که باید سیستمها را بشناسد و بداند در کدام بازار از کدام سیستم استفاده کند.
بهعنوانمثال، استفاده از سیستم اسکالپ که در پی سودهای کوچک در بازار است، آنهم در بازارهای نوسانی نهتنها مفید واقع نخواهد شد، بلکه با افزایش نوسان بازار، ریسک بیشتر و بزرگتری را هم متوجه معاملهگر میکند.
استفاده از استراتژیای که سعی در شناسایی روندهای بلندمدت دارد، هم در بازارهای نوسانی یا رنجینگ نیز اشتباه است و سیگنالهای اشتباهی را به معاملهگر میدهد.
معاملهگران باید بتوانند تشخیص دهند که چه زمانی میتوانند یک معاملهی با احتمال برد بالا انجام دهند و چه زمانی باید دست از معامله بکشند. شرایط با احتمال برد بالا، به زمانهایی اشاره دارد که کل بازار نشانهها و رفتارهایی از خود بروز میدهد که مکمل استراتژی معاملهگر هستند.
شرایط با احتمال برد پایین هم اوقاتی است که بازار رفتارهایی از خود نشان میدهد که با سیستمی که قرار است مورداستفاده قرار گیرد، همخوانی ندارد.
مثالهای زیر به شما کمک میکند تا دریابید محیطهای مختلف چطور احتمال برد کموزیاد را با استفاده از استراتژیهای مختلف شکل میدهند. بااینکه ما در اینجا نمیتوانیم بهتمامی سیستمهای معاملاتی اشارهکنیم اما امیدواریم معاملهگر بتواند با قیاس و بررسی این مثالها دریابد چطور در شرایط خاص بازار سود بیشتری به دست آورد یا از میزان ضررش بکاهد.
مثالهایی از اینکه کی معامله نکنیم
اولین مثال ما از میانگین شاخص صنعتی داو جونز است. روند مثبت بازار تا اواخر ژانویه ۲۰۱۰ که خط روند شکسته شد، بسیار قوی بود.
نزول قیمتها منجر به بروز یکروند نزولی کوتاهمدت شد. سپس، یکروند صعودی شکل گرفت که خط روند نزولی را شکست. در چارت پایین، خط روند کوتاهمدت را میبینیم (به همراه یک سطح مقاومت افقی)، یکی از اینها به دلیل بازهی قیمتی کوچک به هنگام همگرا شدن، در کوتاهمدت شکسته خواهد شد.
وقتیکه خطوط روند بهطور مستمر شکسته میشوند، بهسختی میتوان از سیستمی که از روند پیروی میکند استفاده کرد. بازهی زمانی در این مثال، برای سرمایهگذاران کوتاهمدت بوده اما برای تریدرهای آونگی (نوسان گیر)، بلندمدت است.
بااینوجود، این اصول بر روی تمامی بازههای زمانی که معاملهگران در آنها معامله میکنند، قابلاجرا و اعمال هستند. بازارهایی که در دو جهت حرکت میکنند (مانند بازار آتی سکه) اما هیچ بالا یا پایین جدید و قابلتوجهی در بازهی زمانی خود ثبت نمیکنند، نشاندهندهی تردید و عدم قطعیت میباشند و در این شرایط، استفاده از سیستمی که از روند پیروی میکند، احتمالاً فقط منجر به ضرر خواهد شد.
ضمناً، درصورتیکه برای مشاهدهی یک سیگنال روشن و واضح که نشان دهد یکروند جدید شکلگرفته است صبر کنید، هیچ ضرری نخواهید کرد.
در این مورد، انتظار و صبر برای شکسته شدن خط مقاومت افقی بالای 10400 نشان میدهد که بهاحتمالقوی روند صعودی حداقل در کوتاهمدت برقرار است. برای شروع روند نزولی در این مورد، بازار باید تا نزدیک سطح 9900 نزول کند. اگر قیمت در همین محدودهی قیمتی باقی بماند، دیگر نمیتوان با استفاده از استراتژی معاملهگری مناسب در روندهای بلندمدت سود کسب کرد.
شکل زیر نیز جفت ارزی یورو/دلار را نشان میدهد که یکروند نزولی قوی را در اواخر سال 2009 به خود دید. اوایل ژانویه سال 2010، فشار فروش در یورو متوقف شد و این جفت ارزی وارد یک محیط رنجینگ تر (بی تصمیمی) شد.
در این شرایط برخی معاملهگران سعی کردند از معاملهگری رنجینگ استفاده کنند و حتی سودهایی همکسب کردند؛ اما درنهایت، جفت ارزی یورو/دلار کماکان روندهای مختلفی را به خود دید و استراتژی رنجینگ هم در این بازهی زمانی عمر کوتاهی داشت. این جفت ارزی، مجدداً در اواخر ژانویه، روند نزولی خود را از سر گرفت.
در این شرایط، معاملهگر میبایست آن رنج را روی چارت خود مشخص میکرد و از روند کلی بازی این جفت ارزی مطلع میشد.
وقتیکه رنج شکسته میشد، معاملهگر میتوانست از معاملات رنجینگش خارج شود (البته در صورت استفاده از استراتژی معاملاتی رنجینگ) و بهمحض اینکه روندهای اصلی را شناسایی میکرد، منظور ما شکست روند نزولی، پول بک و ادامهی روند نزولی است، از استراتژی معاملهگری روندی استفاده کند.
این چارت حاوی نقاطی است که هم معاملهگران رنجینگ و هم معاملهگران روندی میتوانند با استفاده از آنها احتمال موفقیت کم یا زیاد را مشاهده کنند.
خلاصه
ما با استفاده از این مثالها دریافتیم که مطلع و آگاه ماندن از آنچه که در لحظهی اکنون روی میدهد بسیار مهم است اما درعینحال باید بتوانیم استراتژیهایمان را مطابق با شرایط متغیر بازار تغییر دهیم.
این کار را میتوانیم با تغییر استراتژیهایی که مناسب شرایط فعلی محیط و بازار یا بازههای زمانی بلندمدت یا کوتاهمدتتر میباشند، انجام دهیم که به ما کمک میکنند تا دریابیم آیا اکنون باید معامله بکنیم یا خیر.
معاملهگران باید برنامهی معاملاتی و سیستمهای معاملهگری داشته باشند و بدانند تحت کدام شرایط باید از کدام بهرهجویند و کدامیک را کنار بگذارند؛ و در شرایطی که دریافتند سیستمشان عملکرد ضعیفی از خود نشان خواهد داد، معاملهگران میبایست بر خود مسلط بوده و معاملهگری را تا زمانی که سیستمشان فرصت مناسب دیگری که احتمال کسب سود بالایی دارد را برایشان شناسایی کند، متوقف کنند.
به این مطلب چه امتیازی میدهید؟
امتیاز را مشخص کنید
میانگین امتیاز / 5. تعداد امتیاز
امتیازی ثبت نشده است. اولین نفر باشید که امتیاز میدهید!
1 دیدگاه
به گفتگوی ما بپیوندید و دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید.
دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ
برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.
عالی و مفید تشکر