ساده و هوشمندانه معامله کنید

ما میتوانیم با بررسی دقیق فرصتهای بازار، از میزان زمان و انرژی لازم برای یافتن سهام مناسب و سود ده بکاهیم اما کماکان با یک مشکل روبرو هستیم و آن، پیچیده ساختن استراتژیهای معاملاتیمان است.
استراتژیهای پیچیده، از استراتژیهای ساده که خیلی هم خوب جواب میدهند، نشئت میگیرند اما کمکم، معاملهگر با امید به اینکه بتواند سوددهی استراتژیاش را بالا ببرد، مدام بر پیچیدگیهای آن میافزاید.
قطعاً این روش برای برخی استراتژیها جواب میدهد که خیلی هم عالی است؛ اما معاملهگران اکثراً استراتژیهایشان را آنقدر پیچیده میکنند که درنهایت باعث توقف روند سود سازی شده و موجب میشوند تا مجدداً رو بهسوی استراتژیهای ساده بیاورند یا اینکه کلاً بازار را میبوسند و کنار میگذارند.
انگار استراتژیهای پیچیده و عجیب غریب جذابتر هستند؛ اما یادتان باشد روشهایی که حرفهای و خاص به نظر میرسند، همیشه و الزاماً منجر به کسب سود نمیشوند.
سادگی بهتر نیست؟
استراتژیهای پیچیده در جذب معاملهگران موفق هستند زیرا بر اساس منطق، هرچه ما اطلاعات بیشتری به سیستم وارد کنیم، نتیجهی نهایی قابلیت اتکای بیشتری پیدا میکند.
مسئلهای که فراموش میکنیم این است که بازار همیشه به منطق بها نمیدهد؛ ضمن اینکه اعتنای بازار هم الزاماً در چارچوب زمانی معاملهگر قرار نمیگیرد. همچنین، ممکن است بازار مدتزمان طولانی اشتباه رفتار کند و معاملهگر نتواند همپای آن بهپیش رود.
درنهایت امر، این قیمت است که برای معاملهگران اهمیت دارد. بااینکه ابزارهای مشتقه و اندیکاتورها اغلب مفید واقع میشوند، اگر ما میخواهیم رو بهسادگی بیاوریم، باید روی قیمت متمرکز شویم.
در این رابطه، ما به یک استراتژی معاملهگری روزانه که صرفاً به قیمت و حرکات کنونی اهمیت میدهد، میپردازیم چراکه حرکت قیمت، آن چیزی است که سود میسازد. انیشتین معتقد است “شیک بودن مختص خیاطهاست” و وقتی مسئلهی شیک بودن و معاملهگری مطرح میشود، باید خاطرنشان کنیم که شیک بودن و پیچیدگی الزاماً به معنای کسب سود نخواهد بود.
در میان مثالهای فراوانی که دربارهی شکست استراتژیهای پیچیده (و صدالبته ساده) موجود است، مثال شرکت مدیریت سرمایه بلندمدت (LTCM) از همه بهتر مفهوم را میرساند. بااینکه این شرکت درگیر معاملات روزانه نبود، نشان داد که استراتژیهای پیچیده هم موفقیت را تضمین نمیکنند.
همیشه، صرفنظر از استراتژی مورداستفاده، ریسک ضرر وجود دارد. پس میتوان گفت که قیمت آن چیزی است که باید مورد معامله قرار گیرد و استراتژیها هم باید ساده بوده و اجرایشان نیز آسان باشند و بتوانند در کنترل ضرر مؤثر واقع شوند.
رنج روزانه را مشخص کنید
این استراتژی به روند قیمتی در یک سهم خاص و معامله آن میپردازد. بااینکه هیچ تضمینی مبنی بر ادامهی روندهای قیمتی وجود ندارد، ما با معامله کردن بر اساس آن روند میتوانیم احتمال کسب سودمان را افزایش دهیم.
برای استفاده از این استراتژی ما باید رنج متوسط قیمتی روزانه را پیگیری کنیم. بهعبارتدیگر، ما باید رنج قیمتی روزانه را بدانیم. گپهای قیمتی در اینجا اهمیتی ندارند. رنج میانگین مدنظر ما باید 20 روز معاملاتی اخیر را شامل شود؛ ضمناً، ما باید تمامی حرکات شدید نوسانی که ممکن است به علت رخدادهای جدید در شرکت یا رویدادهای خاص اجتماعی شکلگرفته باشند را حذف کنیم.
رنج میانگین روزانه صرفاً با مشخص کردن بالاترین و پایینترین قیمت تعیین میشود. برای تبدیل آن به درصد هم باید از فرمول (بالا/پایین)/قیمت بازگشایی استفاده کنیم. وقتیکه دادههای 20 روز معاملاتی را آماده کردیم، درصد حرکت روزانه را به آن اضافه کرده و آن را بر تعداد روزها تقسیم میکنیم تا میانگین را به دست آوریم.
البته ممکن است این کار ازنظر شما سخت یا وقتگیر باشد اما در عمل، اصلاً اینطور نیست و بهمحض اینکه قیمتهای بالا و پایین هرروز را ثبت کردیم، ادامه کار بهشدت ساده میشود. ضمناً، سامانههای معاملاتی متعددی با اندیکاتور رنج متوسط وجود دارند که میانگین رنج روزانه را برای مدتزمان مشخص در اختیار ما میگذارند.
به خاطر داشته باشید که ما دربارهی رنج میانگین صحت ATR صحبت نمیکنیم. ATR به گپها مرتبط است و درنتیجه، در این روش معاملاتی کارایی ندارد.
شکل شماره 1 چارت SFD را نشان میدهد که در سپتامبر و اکتبر 2009 نوسانات بسیاری داشته است. این چارت، معاملات انجامشده در 2 و 5 سپتامبر را در بازههای زمانی 5 دقیقهای نشان میدهد.
در 2 اکتبر 2009، قیمت سهام از قیمت بازگشایی پایینتر آمد (خط افقی) و سپس، از آن نقطه بالاتر و بالاتر رفت. ما وقتیکه قیمت از قیمت بازگشایی فراتر میرود، اقدام به خرید میکنیم. هدف، رنج متوسط منهای حرکتی است که در آن روز روی داد.
اگر سهام بهطور متوسط 5% حرکت میکرد و قبلاً هم 3.8% حرکت کرده بود، هدف ما 1% بالاتر از قیمت بازگشایی میشد.
معامله ما در 2 اکتبر 2009 منجر به کسب سود 13 سنتی در این حرکت اولیه بر اساس قیمت بازگشایی شد. قیمت از قیمت بازگشایی پایینتر رفته و توانست یک سود دیگر را در طی یک معامله سریع حاصل کند.
در 5 اکتبر 2009، با پایین رفتن قیمت سهم از قیمت بازگشایی (خط افقی) یک معاملهی پرسودتر انجام شد و سپس سریعاً بالا رفت و درصد سود بزرگی را عاید کرد. ما با بهرهگیری از بخش وسیعی از میانگین رنج روزانه، در این معامله 3 درصد سود کردیم.
نکات دیگر
نقاط توقف بسته به ماهیت نوسانی سهام تعیین میشوند اما اغلب اندکی پایینتر از قیمت بازگشایی سهام میباشند. مقداری که با رعایت حد ضرر از دست میدهیم میبایست کمتر از سود مورد انتظار باشد.
این تنها یک مثال بود و ما میتوانیم در هرزمانی سهام صنایع مختلف را زیر نظر داشته باشیم. البته همیشه نمیتوان همهی سهمها را معامله کرد درنتیجه ما فقط میتوانیم معاملات متعددی را در چند سهم مختلف انجام دهیم. همچنین باید به یاد داشته باشیم که همهی معاملات منجر به کسب سود نخواهند شد!
اما اگر بتوانیم بخشی از رنج روزانه را کسب کنیم و ضررهایمان را به مقادیر کوچک محدود کنیم، شانس کسب سودمان بالا خواهد بود.
جمعبندی
استراتژیهای ساده بر اساس متوسط حرکات قیمتی میتوانند ما را به کسب سود در معاملاتمان رهنمون سازند.
هیچ سیستمی کامل نیست و ما با هر استراتژیای ضرر را تجربه خواهیم کرد؛ اما اگرچند سهم را معامله کنیم و نقاط توقف و خروجمان را نزدیک سود بالقوهمان تعیین کنیم، احتمال کسب سودمان بالا خواهد بود.
ازآنجاییکه درصد موفقیت استراتژیهای پیچیده آنقدرها از احتمال موفقیت استراتژیهای ساده بیشتر نیست، بهتر است در اکثر مواقع از همان استراتژیهای ساده استفاده کنیم.
هدف ما، شناخت میانگین رنج روزانهی سهم و درنهایت، کسب بخشی از آن حرکت طی خرید یا فروش متناسب با روند سهم و بازار است. درواقع، هدف ما، میانگین درصد حرکت منهای حرکتی است که در ابتدا قبل از ورود ما صورت گرفته بود.
به این مطلب چه امتیازی میدهید؟
امتیاز را مشخص کنید
میانگین امتیاز / 5. تعداد امتیاز
امتیازی ثبت نشده است. اولین نفر باشید که امتیاز میدهید!
دیدگاهتان را بنویسید
برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.