چطور مطمئن شویم که معاملاتم سودده خواهد بود؟

قبلاً هفت پارامتر مهم در استراتژی معاملاتی را برایتان شرح دادم؛ همینطور در مطلبی جداگانه، ساخت استراتژی معاملاتی در چهار گام را برایتان شرح دادیم؛ اگر خاطرتان باشد، گام دوم، آزمودن استراتژی معاملاتی بود.
ما اصولاً با این سؤال مواجه میشویم و باید بگویم که این سؤال، جواب بسیار سادهای هم دارد؛ جواب ما به این سؤال ختم میشود که برای ارزیابی عملکرد یک استراتژی معاملاتی در بازار بورس، سَمپل (نمونه) ما باید چه اندازهای داشته باشد؟
بااینحال ما در ترید هایمان، در دنیای احتمالات معامله میکنیم و تنها جواب صحیح به لحاظ ریاضی این است: چیزی به نام اندازه و سایز کافی و مناسب سمپل نداریم. چرا؟ چون احتمالات به آن ارزش «واقعی» نزدیک و نزدیکتر میشوند و سمپل های بیشتر و بیشتری ساخته میشوند اما هیچگاه نمیتوانند به آن ارزش واقعی برسند!
اما، پاسخی که به لحاظ ریاضی صحیح است،همیشه عملی و قابلاجرا نیست. ما نهتنها در معاملات بلکه به هنگام ارزیابی عملکردمان در بازار باید فرضیاتمان را بر اساس احتمالات قرار دهیم. ازآنجاییکه همه ما انسان، کمطاقت و گرسنه هستیم، نمیتوانیم با یک استراتژی معاملاتی 1000 معامله بزنیم تا بفهمیم که آیا این استراتژی جواب میدهد یا نه. زمان را نباید از دست داد! ضمن اینکه ما نمیتوانیم هر بار که تغییرات و تعدیلاتی در استراتژیمان اعمال میکنیم، 1000 معامله بزنیم تا بفهمیم که بالاخره چه نتیجهای عایدمان خواهد شد.
اگر شما یک معاملهگر (نوسان گیر) روزانه خیلی فعال نباشید، حتی نتایج حاصله از 100 معامله هم، واقعی و قابلاتکا نخواهند بود. بهعلاوه، هرچه نرخ برد و سودتان بالاتر باشد، واریانسِ انحراف از معیارتان پایینتر خواهد بود.
واریانس (Variance) و انحراف معیار (Standard Deviation) پارامترهای احتمالات است که شانس موفقیت یک حساب معاملاتی را به تصویر میکشد.
و درنتیجه، به سمپل سایز کوچکتری نیاز خواهد داشت؛ اما قبل از انجام معاملات بیشمار و کسب تجربه، از کجا میتوانید بفهمید نرخ واقعی بردتان چقدر است؟
متوجه منظورم میشوید؟ این دوراهی ایست که همه با آن روبرو شدهایم. ما برای حل این مسئله، به یک رویکرد عملی نیاز داریم. در اصل، ما به دنبال کوچکترین سمپل سایز ممکن هستیم که میتواند بیشترین میزان اطلاعات ممکن را جهت انجام معاملات در اختیارمان بگذارد. ما به نتایج واقعی ( و نه نتایج مطلق) نیاز داریم و میدانیم که معاملهگری، حد نهایی نداشته و ما چیزی به اسم معاملهگر کامل نداریم؛ تنها مسیر پیش روی ما، پیشرفت در این حرفه است.
بله؛ شما میتوانید استراتژیتان را بک تست کنید و نتایج سریعتری به دست آورید؛ البته در این راه میبایست احتیاط کنید چراکه بک تستینگ، به دلیل فاکتورهای روانشناسی و غیره، هیچوقت شبیه فوروارد تستینگ نیست! ضمناً، شما میتوانید استراتژیتان را برنامهریزی کنید و آن را بر اساس دادههای چندساله، در چند دقیقه بک تست کنید؛ اما انجام این کار بسیار دشوار است چراکه در وهله اول، شما باید یک برنامهریز خوب باشید و ثانیاً، باید یک استراتژی 100٪غیر محتاطانه که پیدا کردنش هم بسیار دشوار است، داشته باشید.
همانطور که مارک داگلاس هم تأکید میکند که همیشه بین تحلیل تا اجرا یک شکاف وجود دارد؛ او نام این شکاف را، شکاف واقعیت میگذارد.
با توجه به مسائلی که بیان شد، این کاری است که من انجام میدهم: من به معاملات در دستههای ۵۰ تایی نگاه میکنم. فرض کنید که من یک استراتژی جدید را در معاملاتم به کار گرفتهام. اولازهمه، مقرراتی را تعیین میکنم که بههیچوجه نمیتوانم آنها را در آن ۵۰ معامله نادیده بگیرم و از آنها تخلف کنم. سپس، معاملاتم را انجام میدهم و تمامی آنها را در دفترچه معاملاتیام مینویسم.
بعد از ۵۰ معامله، تمامی معاملاتی که در آنها از مقرراتم تخطی کردهام را مشخص و فیلتر میکنم و سپس، تصویری واقعی و دقیق از عملکرد استراتژیام به دست میآورم.
میپرسید چرا؟ زیرا شما به هنگام ارزیابی عملکرد استراتژیتان باید دو مورد را در نظر داشته باشید :
- استراتژی من چطور در بازار پیاده شد؟ و با توجه به شرایط بازار در تایم فریم تحت بررسی، چطور بود؟ عملکردش را چطور ارزیابی میکنم؟
- چقدر در پیادهسازی استراتژیام در بازار در آن بازه زمانی موفق بودهام؟
فقط بهاینترتیب است که میتوانید به نتایج و تصمیمات دقیق و عاری از احساسات برسید. بعدازاین کار، شما احتمالاً فهرستی از 40 تا 45 معامله را در مقابلتان خواهید داشت که مقرراتتان را در انجام آنها رعایت کردهاید و میدانید شرایط بازار در قبال استراتژی شما بر وفق مراد بودهاند یا خیر.
فرض کنیم که گروه معاملاتی شما سودده بوده است. سپس، این گروه را به همراه اندیکاتورهای کلیدیاش مانند RRR، نرخ PF، و سود متوسط در هر معامله با دادههایتان بک تست مقایسه کنید.
RRR همان نسبت ریسک به بازده و PF هم، همان میانگین سود به باخت در معاملات است.
آیا تفاوت قابلتوجهی میبینید؟ اگر اینطور است، چرا؟ اگر بهعنوانمثال در دادههای بک تست شده مربوط به دو سال گذشته تفاوت قابلملاحظهای نمیبینید، ادامه دهید. در غیر این صورت، این احتمال وجود دارد که به علت اشتباه در فرایند معاملاتی یا نادیده گرفتن و از قلم انداختن چیزی در بک تست مانند فاکتور کردن کارمزد، زمانهای معاملاتی، عدم وجود حجم کافی در بازار یا غیره این اتفاق رویداده باشد. حتی کوچکترین موارد هم میتوانند تأثیر قابلملاحظهای روی عملکرد شما بگذارند.
وقتیکه متوجه اوضاع شدید و تغییرات و تعدیلات لازم را انجام دادید، سراغ معاملهی یک گروه ۵۰ تایی دیگر با رعایت همان قوانین و مقررات میروید. بعدازآن ۵۰ معامله، آنها را با 50 تای قبلیشان مقایسه میکنید تا ببینید تغییراتی که اعمال کردهاید، چه تأثیری ایجاد کردند و آنها را با عملکرد کلی استراتژیتان نیز مقایسه میکنید.
اگر ۳۰۰ معامله داشته باشیم، مجدداً ۵۰ معامله دیگر را با 50 تای قبلیشان مقایسه میکنیم و سپس، آنها را با تمامی ۲۰۰ معامله قبلی مقایسه میکنیم.
این فرایند را استفاده از یک سمپل بیرونی یا اصطلاحاً (out sample) مینامند.
بهاینترتیب، شما میتوانید نتایج معاملاتتان را با فعالیتهای معاملاتی اخیرتان و سپس، تمامی فعالیتهایتان تا به این لحظه، مقایسه کنید. انجام این کار بسیار مهم است زیرا عملکرد ما همانند بازارها مدام در حال تغییر است؛ ما ماشین نیستیم. به همین دلیل باید بفهمیم که آیا عملکرد اخیر ما مطابق انتظار و مناسب بوده است و آیا تغییراتی که ایجاد کردهایم، تأثیری که به دنبالش بودیم، ایجاد کردهاند یا خیر.
اگر گروه ۵۰ تایی معاملات ما سودده نبود، باید بینیم که آیا سمپل بیرونی ما به لحاظ ریاضی هنوز در محدودهی انحراف معیار واقعی عملکرد کلی ما قرار دارد یا خیر.
اجازه دهید بهصورت خلاصه بگویم که چه میکنیم: قبل از استفاده از یک استراتژی جدید، آن را برای 200 معامله قبلی بک تست میکنیم. ما میخواهیم جدیدترین شرایط بازار را در بک تست خودمان لحاظ کنیم.سپس، 50 معامله را در یک فوروارد تست معامله میکنیم. سپس، بررسی میکنیم که آیا مقرراتمان را بهصورت صحیح بهکاربردهایم یا خیر و آیا انحرافی از بک تستمان وجود دارد یا خیر. در صورت وجود چنین انحرافی، دنبال علت آن میگردیم. در غیر این صورت، به معاملاتمان ادامه میدهیم. و بهصورت مداوم، 50 معامله بعدی را با 50 معامله قبلیشان و نیز تمامی معاملاتی که تا پیش از آنها انجام دادهایم، مقایسه میکنیم.
پسازآن، انحراف معیار برای کل مجموعه دادههایمان را محاسبه کرده و آنها را با سمپل بیرونیمان مقایسه میکنیم (50 معامله اخیر)
من انحراف معیار را برای نرخ ریسک به ریوارد و درصد سود در هر معامله محاسبه کردم و دریافتم که چه نتایجی را باید انتظار بکشم. بنابراین در معاملاتم، دو قانون مهم در رابطه با توقف معاملامات داشتم که به شرح زیر است:
- اگر بیش از 20٪ از حسابم نسبت به قله (اوج) هفته گذشته را از دست بدهم، معاملاتم را، بدون استثنا، متوقف میکنم و به دنبال علت این مسئله میروم.
- اگر بعد از تحلیل گروه 50 تایی معاملات دریافتم که خارج از انحراف معیار ۱ است، چه مثبت و چه منفی، تا زمانی که دلیل این مسئله را بفهمم، معاملاتم را متوقف میکنم.
امیدوارم که این مقاله برایتان مفید واقع شود. ما بورس بازها همیشه و در همه حال با نا اطمینانی و عدم قطعیت مواجهیم و تأیید تصمیماتمان توسط قواعد ریاضی و آماری و تأیید روند کارمان بر اساس اطلاعات بهدستآمده از دفترچه معاملاتیمان و نیز محاسبات سادهای همچون انحراف معیار به ما در این راستا کمک شایانی خواهد کرد.
لازم نیست که اندازه و سایز سمپل مان را بیشازاندازه بزرگ بگیریم؛ سمپل ما باید نتیجهی مطلوب را به ما بدهد؛ و برای من، این نتیجه، پس از 50 ترید روی میدهد؛ برخی دیگر 30 معامله را برای انجام این مقایسهها انتخاب میکنند. نکته مهم این است که شما همیشه گروه معاملات اخیرتان را بهعنوان یک سمپل بیرونی در نظر بگیرید و آن را به هنگام مقایسه، در عملکرد کلیتان وارد نکنید. یادتان باشد که هرچه دیتابیس بزرگتری بسازید، نتایجتان از اتکاپذیری بالاتری برخوردار خواهند بود.
درصورتیکه دیدید گروه 50 معامله اخیرتان زیان ده بوده است، نترسید؛ انحراف معیار را محاسبه کنید؛ ببینید که چه اتفاق جدیدی رویداده است و درصورتیکه مشکلی نیافتید، به روندتان ادامه دهید.
در خاتمه، ۴ قدمی ضروری برای ارزیابی اینکه آیا استراتژی شما سودده است یا خیر را مجدداً بیان میکنم:
- ببینید که استراتژی شما چقدر در شرایط بازار در تایم فریم تحت بررسی موفق بوده است؛
- ببینید خودتان تا چه حد در پیاده کردن مقررات استراتژیتان در بازار در تایم فریم تحت بررسی موفق بودهاید:
- گروه 30 تا 50 تایی معاملات اخیرتان (سمپل بیرونی) را با 30 تا 50 معامله قبل از آنها مقایسه کنید و سپس آن را با انحراف معیار عملکرد کلیتان مقایسه کنید؛ و
- آیا تفاوت قابلملاحظهای وجود دارد؟ دلیلش چیست؟ تا زمان پیدا کردن دلیل، معاملات را متوقف کنید.
به این مطلب چه امتیازی میدهید؟
امتیاز را مشخص کنید
میانگین امتیاز / 5. تعداد امتیاز
امتیازی ثبت نشده است. اولین نفر باشید که امتیاز میدهید!
دیدگاهتان را بنویسید
برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.