تکنیکهای پیشرفته مدیریت سرمایه در بورس

پیش از اینکه بحث را بازکنیم، باید راجع به دو مقولهی مدیریت ریسک و مدیریت پول کمی بحث کنیم. معمولاً مدیریت ریسک مواردی همچون مدیریت و تأثیرات اندازه موقعیت بر رشد حساب را دربرمی گیرد.
این مقوله همینطور مواردی چون اندازه، اهمیت ضررهای احتمالی و متوالی (losing streaks) را نیز تعیین میکند، مدیریت پول، روشهای لازم برای ایجاد رویکردی تکرارپذیر و ساختاریافته در قبال تعیین اندازه موقعیت و اندازه واقعی موقعیتها در شرایط متفاوت اما ویژه را تشریح میکند.
بگذارید تعریف سادهتری از مدیریت ریسک داشته باشیم؛ مدیریت ریسک، یافتن تعادل صحیح میان پذیرش ریسک بیشازاندازه زیاد و ریسک اندک است؛ درواقع ریسک بیشازاندازه (مانند تک سهم شدن) منجر به ضررهای سنگین واحتمالا، رشد قابلتوجه (و بالقوه) سرمایه (equity) میشود و پذیرش ریسک اندک به معنی کنترل بهتر و بیشتر میزان ضرر است، اما رشد سرمایه بهمراتب کندتر خواهد بود.
مدیریت ریسک یا کنترل ریسک به آگاهی معاملهگر از نیروهای مخالفِ موقعیت انتخابی اشاره میکند. بهعلاوه، مدیریت ریسک، تعریف و تعیین گایدلاین ها (راهنماها) در ارتباط با نحوه مدیریت ضرر، زمان کاهش ریسک و نحوه تسلط بر عملکرد را نیز شامل میشود. درنتیجه، مدیریت ریسک فرضیات و چهارچوبهایی را تعریف میکند که رویکرد مدیریت پول را میبایست با رعایت آنها انتخاب کرد و در پیش گرفت.
مدیریت پول اما به تشریح متدی کارا جهت تعیین اندازه موقعیت تحت شرایط خاص میپردازد. مدیریت پول همانند پیچی عمل میکند که معاملهگر میتواند با تغییر و تنظیم آن، درعینحال که رشد سرمایه را به بهینه میسازد، اهداف مدیریت ریسک خود را محقق ساخته و میزان ریسک را کنترل کند.
بدون شک یکی از مهمترین اقدامات معاملهگر موفق، بهرهمندی از انواع تکنیکهای مدیریت پول است و تصمیم دارم در ادامه، علاوه بر معرفی مدلهای پایه درصد ثابت و سرمایه ثابت، به معرفی محبوبترین تکنیکها هم بپردازم.
مدل درصد ثابت یا (fixed percentage) و مدل سرمایه ثابت (fixed equity) دو روش عمومی و بدیهی مدیریت سرمایه در بازار بورس است.
بالا بردن میانگین
بالا بردن میانگین به معنی افزودن به موقعیت در حال سود است؛ وقتیکه موقعیت تریدر وارد سود شد، وی میتواند بر موقعیت خود بیفزاید.
مزایا
در این صورت، معاملات زیان ده به حداقل میرسند زیرا مقدار اولیه سرمایه واردشده آنقدر زیاد نیست.
رویکرد بالا بردن میانگین، علیالخصوص در روشهایی که از روند پیروی میکنند، میتواند مفید واقع شود زیرابه معاملهگر امکان افزایش موقعیت خود همگام با تقویت روند را میدهد.
توضیح: سیستم معاملاتی پایلوت سپیدار دقیقاً همین طرز تفکر را دنبال میکند!
معایب
پیدا کردن سطح قیمتی بهینه و منطقی بهمنظور افزودن به موقعیت میتواند دشوار باشد. همچنین، در صورت برگشت قیمت، ضررها بهسرعت سودها را از بین میبرند. معاملهگران بهمنظور خنثی ساختن این تأثیر، از موقعیتهای بزرگتری در سفارشات اولیه خود استفاده میکنند و سپس، وقتیکه شروع به بالا بردن میانگین خود میکنند، اندازهشان را کاهش میدهند. (همان مدیریت هرمی معکوس که در کارگاه صفر تا صد استراتژی توضیح دادم)
میانگین کم کردن
این روش را اغلب افزودن به موقعیتهای زیان ده مینامند و تریدرها درباره آن نظرات ضدونقیضی دارند. در حقیقت،این روش، عکس بالا بردن میانگین است زیرا وقتیکه معاملهتان خلاف پیشبینی شما حرکت میکند، شما بر اندازه موقعیتتان میافزایید.
مزایا
میتوان از میزان ضرر کاست و وقتیکه معاملهای خلاف پیشبینیتان حرکت کند، سریعتر میتوان به نقطه سربهسر رسید.
معایب
اصولاً این روش، علیالخصوص در میان معاملهگران غیرحرفهایای که در ضرر هستند و به لحاظ ذهنی و احساسی نیز روی خودکنترل ندارند، بهصورت نادرستی مورداستفاده قرار میگیرد. چنین معاملهگرانی، در این شرایط، با امید به اینکه قیمت بالاخره برمیگردد، بدون داشتن برنامه معاملاتی کارا، صرفاً دست به افزودن بهاندازه موقعیتشان میزنند و درنهایت، منجر به تحمیل زیانهای کلانی به خود میشوند.
روش میانگین کم کردن بههیچعنوان به معاملهگران آماتور، که از نظم و انضباط کافی برخوردار نبوده و بهصورت احساسی و هیجانی رفتار میکنند، توصیه نمیشود.
مارتینگِل (دابلینگ دان)
در رابطه با رویکرد تعیین اندازه موقعیت (Martingale) نیز نظرات متفاوت و متناقضی وجود دارد. اصولاً، معاملهگر، بعد از یک معامله زیان ده، اندازه موقعیت خود را دو برابر میکند تا بتواند در اولین فرصت، ضررهایش را جبران کند.
مزایا
میتوان تنها با یک معامله سودده، تمامی ضررهای قبلی را جبران کرد
معایب
آن نقطهای که دو برابر سازی در آن روی میدهد مترادف با پذیرش ریسک بر روی تمامی سرمایه و حسابتان است ؛ تمامی معاملهگران در درازمدت با ضررهای پشت سر هم مواجه میشوند (یا حداقل دورههای زیان را تجربه میکنند) و صرفاً یکرشته ضرر طولانی کافیست تا تمامی حساب معاملاتیتان را صفر کند.
اگر قصد داشته باشید تا صرفاً باهدف جبران ضرر وارد معامله شوند، تکنیک مارتینگل چالشهای قابلتوجهی بر سر راهتان میگذارد و در چنین شرایطی، ممکن است حتی سریعتر منجر به خالی شدن حسابتان شود!
به تصویر زیر توجه کنید: اگر در هر معامله تنها 1٪ ریسک بپذیرید؛ معاملهگر تمام حساب معاملاتیاش را در هشتمین معامله زیان ده متوالی از دست میدهد!
روش آنتی مارتینگل
این روش، ریسکهای ناشی از متد مارتینگل را از میانبر میدارد. در این روش، وقتی معاملهگری ضرر میکنید، اندازه معاملاتش را نهتنها دو برابر نمیکند، بلکه به روش تعیین اندازه موقعیت خود متعهد باقی میماند (اندازه موقعیت خود را تغییر نمیدهد) بنابراین، ضررهای متوالی نمیتواند بهسرعت تمامی سرمایهاش را به باد دهد.
از طرف دیگر، وقتیکه وی شاهد سودهای پشت سر هم است، در معامله بعدی خود، اندازه موقعیت خود را دو برابر ساخته و ریسک دو برابری میپذیرد. تفکر وَرای این رویکرد این است که شما بعد از یک معامله سودده، درواقع در حال معامله با پول مفت و مجانی (و نه پول خودتان) هستید.
مزایا
معاملهگران میتوانند از سودهای متوالیشان پول بیشتری دربیاورند.
معایب
فقط کافیست یکبار ضرر کنید تا تمامی سودهایی که ساختهاید را صفر کنید. به همین دلیل، معاملهگران نباید اندازه موقعیتشان را دو برابر کنند؛ بلکه بهتر است از فاکتور کوچکتر از ۲ استفاده کنند تا اندازه موقعیتشان بعد از هر بار سود را تعیین کنند. بهاینترتیب، درصورتیکه در معاملهای ضرر کنند، هنوز مقدار اندکی سود برایشان باقی میماند.
تغییرات ایجادشده در مبلغ حساب با استفاده از تکنیک آنتی مارتینگل، ممکن است بسیار قابلتوجه باشند زیرا ضررهای بعد از سودهای متوالی ممکن است بسیار زیاد باشد. اگر معاملهگر نتواند با چنین ضررهایی کنار بیاید، این روش میتواند مشکلات بیشتری برایش ایجاد کند. به همین دلیل توصیه میشود که تریدر سطح خاصی را تعیین کند که در آن موقع، دست به دو برابر کردن اندازه موقعیت خویش نزند و در عوض، به رویکرد اولیه خود پایبند مانده و از سودهای بهدستآمده محافظت کند؛ هرچند به نظر ایراد چنین ادعایی تا پایبندی عملی به آن، از زمین تا آسمان فاصله است!
نسبت ثابت
رویکرد نسبت ثابت بر اساس فاکتور سود معاملهگر قرار است. درنتیجه، معاملهگر میبایست میزان سودی که به وی اجازه افزایش موقعیت (سایز) میدهد (که به آن دلتا گفته میشود) را مشخص کند.
بهعنوانمثال، معاملهگر کارش را فقط با معامله یک قرارداد شروع میکند و سپس، میزان دلتا را دو میلیون تومان قرار میدهد. هر بار که وی دلتای سود دو میلیون تومانیاش را محقق میسازد. میتواند اندازه موقعیت خویش را بهاندازه یک قرارداد افزایش دهد. درواقع افزایش ریسک (حجم) بر روی سود است نه اصل سرمایه
مزایا
تریدر تنها زمانی که سود میکند، میتواند اندازه موقعیت خود را افزایش دهد
تریدر با انتخاب دلتا میتواند رشد سرمایهاش را کنترل کند. دلتای بالاتر به معنی افزایش آهستهتر موقعیتهای تریدر است درحالیکه دلتای پایینتر به معنی سرعت بیشتر افزایش موقعیتها پس از کسب سود است.
معایب
اندازه دلتا کاملاً سلیقه ایست و بر اساس ترجیحات تریدر، و نه مبنای علمی، تعیین میشود.
درحالیکه دلتای بالا، اندازه موقعیت را در یک حساب رو به رشد کاهش میدهد، دلتای پایین حساب موقعیت را به هنگام حرکت از یک محدوده سود به محدوده بعدی، افزایش میدهد. تفاوت این دو میتواند قابلتوجه باشد.
معیار کلی
هدف معیار کلی، بیشینه ساختن سود مرکبی است که میتوان آن را با سرمایهگذاری مجدد سودهای کسبشده حاصل کرد و معیار کلی با استفاده از نرخ برد و نرخ باخت ، اندازه موقعیت بهینه را تعیین میکند. فرمول آن به شرح زیر است
اندازه موقعیت= نرخ برد – (1-نرخ برد/RRR )
در اینجا نرخ برد همان درصد معاملات به سود نشسته و RRR هم همان نسبت ریسک به بازده است.
بااینوجود، اندازه موقعیت پیشنهادی توسط معیار کلی اغلب اهمیت ضررها و ضررهای متوالی را دستکم میگیرد. به این دو مثال توجه کنید:
مثال ۱
اندازه موقعیت = 55٪ – (1- 55٪/1.5( = 25٪
مثال ۲
اندازه موقعیت = 60٪ – (1 – 60٪/1) = 20 ٪
همانطور که میبینید، اندازههای پیشنهادی موقعیت معیار کلی بسیار بالا و خیلی بیشتر از میزانی که در مدیریت ریسک معقول محسوب میشود، میباشند. رویکرد رایج بهمنظور خنثی کردن این اثر، استفاده از کسری از معیار کلی است. بهعنوانمثال، 1/10 از معیار کلی، اندازههای موقعیتی 2.5٪ و 2٪ را در مثالهای بالا به ما میدهد.
مزایا
نرخ رشد را بیشینه میسازد و چارچوبی ریاضی برای یک رویکرد ساختاریافته فراهم میسازد
معایب
معیار کلی میتواند بهسرعت منجر به ضررهای قابلتوجه شود. به همین دلیل، استفاده از کسری از معیار کامل کلی باید موردتوجه قرار گیرد.
به این مطلب چه امتیازی میدهید؟
امتیاز را مشخص کنید
میانگین امتیاز / 5. تعداد امتیاز
امتیازی ثبت نشده است. اولین نفر باشید که امتیاز میدهید!
دیدگاهتان را بنویسید
برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.