رابطه زمان با سودآوری در بازار

مطلب فوق بخشی از کتاب کیشومات نوشته لاری لوین است که به همت آقایان مهدی سوهانی دربان و هدایت مرویان مشهد به فارسی برگردان شده است.
زمان هیچ ارتباطی با پول ندارد! اغلب ما عقایدی در مورد مدتزمانی که طول میکشد تا مقدار معینی پول دربیاوریم، داریم. ولی این عقاید هیچ کاربردی در مورد بازار بورس ندارند. یک معاملهگر میتواند در چند دقیقه و یا حتی چند ثانیه، باکمی کو شش هزاران دلار درآمد داشته باشد. این مسئله با آنچه بسیاری از مردم در مورد پول درآوردن به آن اعتقاددارند، متفاوت است.
بسیاری از افراد با این تفکر بزرگشدهاند که برای پول درآوردن (مخصوصاً برای مقادیر زیاد)، زمان و تلاش بسیار زیادی لازم است. هنگامیکه من برای اولین بار شروع به خریدوفروش کردم، خانواده و دوستانم نمیتوانستند باور کنند که در چند دقیقه این امکان را خواهم داشت که چندین هزار دلار را به دست بیاورم و یا از دست بدهم. اشخاص نمیتوانند در چند دقیقه هزاران دلار درآمد داشته باشند. هفتهها طول میکشد. البته این مسئله در بسیاری از تجارتها صادق است. برای بسیاری از افراد امکان سود کردن و یا ضرر کردن در چنین مدت کوتاهی، تجربهای است که هیچگاه با آن مواجه نخواهند شد ولی برای یک معاملهگر این مسئله تبدیل به تجربهای روزمره میشود. برای تبدیلشدن به یک معاملهگر موفق، شما قطعاً باید به این مسئله عادت کنید.
مشکل اینجاست که بسیاری از اشخاص با چنین موقعیتی درگیری روحی دارند. به علت نوع تربیت ما اعتقادات راسخی در مورد اینکه آیا ما لیاقت سود کردن در چنین زمان کوتاهی راداریم، در ذهن ما جای گرفته است. در بسیاری از موارد، ما به علت اینکه درزمانی کوتاه پول هنگفتی را به دست آوردهایم، عقب میکشیم و از خود سؤال میکنیم که آیا ما حق به دست آوردن یک چنین پول زیادی را در این زمان کوتاه داریم یا نه ؟.این مسئله منجر به طرح دو مشکل اساسی میگردد.
اولین مشکل، مشکل اصلی است. اگر شما بهصورت ناخودآگاه احساس کنید که لیاقت سود کردن در زمان کوتاه را ندارید، آنگاه زمانی که به چنین ثروت بادآوردهای میرسیم، ضمیر ناخودآگاه ما خواهد گفت:” آهای، تو نمیتوانی به این سرعت پول درآوری! بهتر است که راهی پیدا کنی تا این پول را برگردانی؟”
و باور کنید یا نه، در پایان چنین خواهید کرد. این نشاندهنده قدرت ضمیر ناخودآگاه شماست. اگر شما اعتقاد راسخی در مورد خود داشته باشید، ضمیر ناخودآگاه شما تمام تلاش خود را خواهد کرد تا به این اعتقاد جامه عمل بپوشاند. برای مثال اگر سود هنگفتی را در زمان کوتاهی به دست آورید، ناخودآگاه راهی خواهید یافت تا این پول را بازگردانید زیرا در درون خود احساس خوبی نسبت به این سود ندارید. ممکن است از پول درآوردن به این سرعت هیجانزده شوید ولی در عمق وجود خود و یا همان ضمیر ناخودآگاهتان این مسئله درست نیست. و در چنین موقعیتی ضمیر ناخودآگاه قدرتمند شما بر ضمیر خودآگاه شما مسلط شده و راهی پیدا میکند تا پولی را که شما لایق آن نیستید را در اولین فرصت بازگرداند.
مسئله دوم در مورد این درگیری روانی آن است که موجب میشود اشخاص زمان طولانی در معاملات باقی بمانند و نتایچ این واقعه جالب است! شخصی وارد یک معامله میگردد و به هر دلیلی بلافاصله وارد سود میشود. آنها همان هزاران دلاری را که در مورد آن صحبت کردیم را در چند دقیقه به دست میآوردند. این بسیار عالی است ولی مشکل هنگامی بروز میکند که آنها احساس میکنند که معامله باید خیلی بیشتر سود داشته باشد، آنها به این دلیل که بهسرعت راه را طی کردهاند چنین احساس میکنند که بازار نیز همچنان به همین صورت به حرکت ادامه خواهد داد.
به بازار دستور ندهید!
خوب همه ما میدانیم که نمیتوان برای بازار تعیین تکلیف نمود. بازار فقط تابع عرضه و تقاضا است. من همواره شاهد این وضعیت هستم، یکی از مهمترین چیزهایی که باید در مورد معاملهگری در بازار بدانید این است که بازار میتواند به همان سرعت که سودآور است، زیانده نیز باشد. با توجه به این حقیقت، شما باید از معاملات خود حفاظت کنید، البته بدین معنا که باید محدودهای را برای سود مشخص کنید. (مثلاً ۱۰ درصد سود در هر معامله) ولی این مسئله شامل محافظت روانی از خودتان نیز میشود.
“فقط به خاطر اینکه بازار در دو دقیقه به شما هزار دلار سود رسانده است، هیچچیزی دلیل بر این نمیشود که همچنان به این روند ادامه دهد. هیچچیز!!!؟
ولی بسیاری از مردم درگیر چنین عقیدهای میشوند. این اشتباه بزرگی است. برای مثال اجازه دهید بگوییم شما در یک S&P معامله کوتاه Futures در بازار وارد میشوید، بهمحض اینکه معامله شما تمام شد یک دستور فروش بزرگ مبنی بر فروش ۲۰۰۰ سهم در بازار، صادر میشود. چنین دستوری موجب ریزش بازار همانند یک صخره میگردد. پس از اینکه این دستور معامله شد، شما در کمتر از یک دقیقه ۲۵۰۰ دلار سود کردهاید. شما مطمئن هستید که پس از چنین سقوط سریعی، بازار باید شاهد یک عقبنشینی و سقوط کامل باشد. البته این مسئله نمیتواند الزاماً صحيح باشد. در اصل بدون فروش بیشتر، درست برعکس انتظار ما، بازار شروع به بازگشت به موقعیت قبلی کرده و بخش اعظم سود شمارا از بین میبرد.
راهکار چیست؟
تنها راهی که میتوان با چنین موقعیتهایی برخورد کرد این است که ازنظر ذهنی برای وقوع آنها آمادهباشیم چراکه این موقعیتها اتفاق خواهند افتاد. بهجای اینکه کاملاً مطمئن باشید که بازار مطابق انتظار شما عمل خواهد کرد (یعنی اینکه به راه خود ادامه دهید) باید انتظار داشته باشید که هر اتفاقی ممکن است رخ دهد. کارهایی انجام دهید مانند خارج کردن سودتان از بازار در اسرع وقت!
وقتیکه ازلحاظ ذهنی برای چنین موقعیتهایی آماده باشید و اصول روانشناسی معاملهگری را جدی بگیرید، شما به صلاح خود عمل کرده و با جلوگیری کردن از فرار سود خود، به نفع خود عمل کردهاید. مطمئناً در موقعیت مطرحشده در بالا امیدواریم که بازار در جهت خواسته شما حرکت کند ولی مهمترین چیزی که باید مدنظر شما باشد آن است که اگر بازار چنین نکند چه باید کرد. به خاطر داشته باشید عمل کردن به صلاح خود برای محافظت از خودتان بسیار مهمتر است از یافتن معاملاتی سودآور. درگیر این فکر نباشید که حال که بازار به این سرعت حرکت کرده باید بازهم چنین کند.
بازار ملزم به انجام هیچ کاری نیست و مهم نیست که در حال حاضر چه کرده است. خود را برای آنچه در بازار اتفاق خواهد افتاد اما ده کنید تا شانس بهتری برای حفظ سود خود داشته باشید.
به این مطلب چه امتیازی میدهید؟
امتیاز را مشخص کنید
میانگین امتیاز / 5. تعداد امتیاز
امتیازی ثبت نشده است. اولین نفر باشید که امتیاز میدهید!
1 دیدگاه
به گفتگوی ما بپیوندید و دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید.
دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ
برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.
دستتون درد نکنه استاد شمسی چقد این مقاله هاتون اموزنده س .هر چقد جلو میرم و مقاله هارو میخونم میفهمم چقد هیچی نمیدونمو ندونستم تا الان